تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1007

مساهمون:

ص١٠٠٧
اين واقعه دلهاى عزيزان در آتش و جانها دركش ماند . بيت
از بس كه خون ديده احباب موج زد * از گريه چرخ بر سر طوفان حباب شد
و آن شاهزاده‌ها در آستانهء مقدسهء امامزاده حسين عليه و آبائه التحية و الثنا در جنب شاهزاده سلطان حيدر ميرزا مدفون گشتند . مثل آدمى و احوال و سرانجام مآل او چون مسافريست كه منزل او مهد است و آخر تاتوت و لحد . رباعى :
هر ديده كه بر مراد صاحب نظر است * بيند كه سراى زندگى را دو سر است
آنجا كه سررشته سوق العبر است * تابوت تراش نزد گهواره‌گر است
و در ميان دو منزل مرحلهء چند معدود و چند روزى محدود هر سالى چون مرحله و هر فصلى چون رباطى و هر ماهى فرسنگى و هر هفته ميلى و هر روزى . . . و هر ساعتى مسافتى و هر دمى قدمى و آدمى دروايمن نشسته و از منزلت فارغ گشته . رباعى :
بنگر كه به من رسيد افسانه عمر * آمد بگداز شمع پروانهء عمر
تو غافل و خوش نشسته و باد اجل * هم كاه اميد برد و هم [ دانهء ] عمر
سلطان سليمان ميرزا بيست و سه سال عمر داشت ولادتش سابقا مذكور شد . وى شاهزادهء نيكو خصال پسنديده افعال بود بصلاح و تقوى از طفوليت برآمده يكچند در مشهد مقدس معلى مزكى به امر خادم‌باشى آن روضهء مقدسهء عرش منزله اقدام داشت و در خدمت علماء و فضلا و ارباب صلاح كسب علم و تقوى كرده نشو و نما يافته بود از سن تكليف تا وقت رحلت ازو صغيره و كبيره در وجود نيامد و در كرم و سخاوت و عطا ثانى خود نداشت . شعر :
حاتم طى گداى مفلس او * مجمع اهل فضل مجلس او
اما شاهزاده سلطان مصطفى ميرزا در سن هژده سالگى بود بغايت بديع شمايل و كم آزار و نيكو خصال طبع نظم داشت و شرح آن در خاتمهء كتاب مستطات تذكرة الشعرا ايراد يافته . القصه آن شاهزاده آفتابى بود از برج شاهنشهى و بغايت بفهم و با ادراك بود مولانا آصف اردوبادى در تاريخ وى گفته است . تاريخ :
چو سلطان مصطفى ميرزاى مظلوم * بفيض رحمت حق گشت و اصل
ز دنيا كرد رحلت روح پاكش * بهشت جاودان را ساخت منزل
بهشتى بود از آن تاريخ فوتش * ز « ميرزاى بهشتى » گشت حاصل
هنوز گوش از صدمت زلزله كوس رحيل شاهزادگان جميل خلاصى نيافته بود كه طنين ارتحال شاهزادهء نامدار سلطان حسين ميرزاى قندهار رسيد و آن خبر در شرفات قصر و باغ و غرفات حجرهء خيال ارباب حال پيچيد :
يك داغ نيك ناشده داغى دگر نهند .
آنحضرت در بلدهء قندهار وفات يافته نعش محفوف برحمت بىاندازه‌اش نقل بمشهد مقدس معلى مزكى نموده او را در جنب والد ماجدش نواب بهرام ميرزا دفن كردند مدت عمرش