او را نيز در تابوت نهاده چهار نفر از بيلداران باغچهء دولتخانه آن تابوت را برداشته بدر آستانهء متبركهء امامزاده حسين عليه و آبائه السلام بردند .
ص 607 س 9 : برخاست ، مصراع : جهان بىجهانبان سر بىتن است ، و منتظر ورود . . .
ص 607 س 17 : امراى تكلو مثل اردوغدى خليفه و حسين بيك سولاخ كه در گيلان الكا داشتند از استماع رحلت شاه فردوسپناه به شهر داخل شدند .
ص 609 س 2 : جدا افتاده بدست جمعى خصوصا خواجه فرخ گرفتار گشته او را عريان و برهنه پارچه نمدى بر سر بدار السلطنهء قزوين آوردند . عوام الناس و خلايق از بامها خاك بر سر او ميريختند . و هم در اوايل شهر صفر مذكوره شاه جنت بارگاه تغيير زر داده بيست دينارى كه رايج بود با دويست دينارى طلا بواسطهء قلبى و ناروايى و ناتمامى عيار بر طرف ساخته مقرر شد كه هزار دينارى طلا و يكصد دينارى نقره زر جديد در دار الضرب دار السلطنه مسكوك گردانند و در ساير بلاد بدستور همچنان . گفتار در بقيهء احوال شاه فردوس جايگاه شاه رضوان بارگاه در تاريخ سنهء ثلث و اربعين و تسعمايه كه از سفر خراسان معاودت نمودند نذر فرمودند كه هر ساله به زيارت مشهد مقدسهء منورهء متبركهء سدره مرتبه - على مشرفها الف الف صلوة و سلام و تحيه - مشرف و سرافراز گردد و از آن تاريخ كه اربع و اربعين و تسعمايه بود تا ثلث و ثمانين و تسعمائه كه چهل سال باشد ، آن حضرت را ميسر نشد كه بدان سعادت فايز گردد . هر سال كه وقت ميشد نايبى تعيين كرده و ميفرستاد كه در آخر سال زيارت حضرت كند و بدان شخص مبلغ سى تومان خرجى راه و استر و تاج و ساروق و قبا و بالاپوش با پوستين شفقت مىكرد و مداحى نيز همراه مينمود كه در دار الحفاظ قصيده از مدح بخواند و در تمادمى اين ايام سال بسال برين منوال مىگذشت . ممالك محروسهء شاه عالمپناه آذربايجان ، شكى شروان عراق عجم فارس ، كرمان ، خراسان ، گيلان بيه پس و بيه پيش ، قندهار ، بعضى از لرستان و كردستان . در ايام سلطنت دو جنگ كرده اول با امراى استاجلو در سكسن جوك دويم در رودجام با عبيد خان و ساير خانان ازبك كه دويست هزار نفر بودند .
ص 609 س 10 : رباطات و حمامات كه در تمامى محروسه احداث يافته . و هم روز يكشنبه ششم شهر صفر مذكوره قبل از رحلت شاه جمجاه به هشت روز خواجه امير بيك مهر كه در قلعهء الموت محبوس بود فوت شد . شرح حالات وى در نسخهء ممتاز منتخب الوزراء سمت تسطير يافته و روز سهشنبه هشتم اين خبر بشاه والاگهر رسيد . و هم درين سال در شب دوشنبه نهم شهر ذى قعده سيد الاعظم جامع الفضايل و الحكم حلال مشكلات الدقايق ، كشاف معضلات الحقايق ، امير فخر الدين محمد السماكى الاسترآبادى كه از اكابر علماى زمان بود در دار السلطنهء قزوين همراهى شاه جنت قرين بجوار رحمت ايزدى پيوست . مير از تلامذهء استاد البشر امير غياث الدين منصور شيرازى بود و بعد از ترقيات مدتى در دار المؤمنين سبزوار مدرس بود . اكثر علما و دانشمندان زمان مثل مولانا احمد اردبيلى و مولانا افضل قاينى و مولانا عبد اللّه يزدى و مولانا عبد اللّه شوشرى و مولانا عبد الواحد شوشترى و غيرهم همه شاگردى مير نمودند و او را استاد العلماء
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1002
مساهمون: قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى
ص١٠٠٢