تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 997

مساهمون:

ص٩٩٧
ص 570 س 19 : اميره ساسان با سپاه فراوان از لشگر بدفع آن قوم بداختر آمده بعد از جدال و قتال منهزم گرديده گيلكان اكثر ملازمان اميره ساسان را بقتل آورده بمشقت بسيار از تلاطم درياى . . . ص 573 س 5 : جمال الدين محمد لولو تبريزى كه سابقا ذكر او رفته رجوع نمودند . ص 573 س 10 : تعيين نمودند در باب ميرسيد حسن مشار اليه راقم اين حروف تتبع اكابر مورخين كرده معروض ميدارد كه اقبال‌پناه مشار اليه در اوان جوانى و مردانگى . . . ص 574 س 9 : اعلى چوپان كه دامنهء كهسار جوزولاهج است ص 575 س 3 : جوزولاهج ص 575 س 7 : آلهى به تير سيد حسن اخته گرفتار اوليه سن ص 575 س 20 : الكاء شال و مستان فرستاد وى در آنجا قلعه‌اى محكمتر از خيبر بنياد كرده . . . ص 576 س 4 : جهت سلطان حسين ميرزا نمايد بعضى از . . . ص 577 س 5 : جزيره كرقوس ص 579 س 2 : استنبول ص 579 س 16 : با والد او محمدى بيك تركمان متعلق بود ص 580 س 12 : در سنهء اربع و ستين . . . ص 580 س 13 : ملاقات نموده درس مطول به اسكندر پاشا مىگفت مباحثات بسيارى در آن باب و در فنون ديگر ميانهء ايشان و راقم واقع شد و از احوال نواب جهانبانى كامرانى كشورستانى ابو الفتح سلطان ابراهيم ميرزا از فقير استفسار نمودند و از اشعار آبدار آن اعليحضرت و خط مبارك ايشان از بنده چيزها گرفتند و مولانا تاريخى جهت آل عثمان در ميان داشت و بنام سلطان سليم خان كه در آن [ زمان ] شاه شده بود نموده بود . بعضى فقرات آن را بر بنده خواند الحق خوب نوشته و در سلك تحرير درآورده . تصانيفش حاشيه بر شرح مواقف . . . ص 580 س 16 : تاريخ آل عثمان ، رساله در باب شطرنج رساله در فن بيطارى . ايام حياتش قرب نودسال سال . پنجاه و يكم از سلطنت آن اعليحضرت نوروز ايت‌ئيل پنجشنبه 17 شهر ذى قعده ، عام احدى و ثمانين و تسعمايه ص 582 س 7 : محل مىبود به نسبت آنكه در وقتى كه مادر او حامله بود يكى از سادات سببى بمادر او داشته و او متولد شد آن شرف به اعتقاد آن مردم ناخلف به او منتهى گشته او را مريدان . . . دادند و آن نذور و اجناس را به جهت او مىآوردند و كار او خيلى بالا گرفت اتفاقا اولاد مرحوم مير شمس الدين ديلجانى كه قرب جوارى به او داشتند حقيقت حال را بمسامع عز و جلال رسانيدند . . . ص 583 س 11 : خوب پيروى نمايد كه آنها را همه بدست آورد . القصه كه بعد از