در نهصد و شصت و هفت از سال عرب * يوم الثلثا نوزده ماه رجب
آمد ز صدف پديد يك در عجب * سلطان شد و محمود پذيرفت لقب
و هم درين سال مرحومى ميرحسن عسكرى موسوى كه از صلحاى عصر بود در خطهء قم رحلت نمود تاريخ وفاتش « ميربهشتى » يافتهاند ولادتش را فياض يافته بودهاند . وى در رهق مدفون است . و هم درين سال در روز دوشنبه هفدهم شهر ذى حجه حسين بيك چاوشلو قورچى تير و كمان شاه عالميان كه از مقربان و معتمدان بود و كمال تسلط و استيلا داشت در دار السلطنهء قزوين فوت شد . جسدش را بمشهد مقدس معلى مزكى نقل نمودند . و هم درين سال شاه جمجاه بتحريك يوزباشيان و مقربان و ريشسفيدان نواب سام ميرزا را بقلعه قهقهه برده محبوس ساختند منشاء آنكه در وقتى كه شاه عالمپناه مريض بود سام ميرزا را كه در دار الارشاد اردبيل بود از حظيره آمده روانهء اردوى معلى گرديد . چون در راه خبر صحت مزاج اشرف به دو رسيد معاودت نمود .
سال سى و هشتم از سلطنت .
ص 417 س 18 : نوروز نموده در اول بهار و استوى ليل و نهار كه شكوفه بر شاخسار اشجار قرار داشت ايلچيان . . .
ص 420 س 19 : فرمود و قريب به آن حوالى بايشان رسيده . . .
ص 421 س 5 : درگذشت از صحيح القولى استماع افتاد كه از جمله متروكاتش . . .
ص 421 س 13 : درين سال سيد على پيشنماز جبلعاملى كه بصلاح و تقوى و سداد موصوف بود و خاقان گيتىستان به او انواع اعتماد داشت در شب جمعه دويم شهر ذى حجهء حجهء سنهء مسطوره و مرحوم خواجه قاسم نظرى كه مدت سى سال استيفاء ديوان اعلى بوى متعلق و از روى استقلال و عجب لا كلام بدان اقدام داشت رحلت نمود و در تاريخ وى خواجه عبدى بيك مستوفى شيرازى گفته :
مستوفى دهر شه سراج الوزراء * كامروز بيفراخت بدولت قد و قامت
چون دانه مگر زير زمين رفت كه فردا * سر برزند از خاك بصحراى قيامت
هنگام شدن از پى تاريخ وفاتش * گفتا كه « شه دين بجهان باد سلامت »
سال سى و نهم از سلطنت . . .
ص 429 س 3 : واقع شد . عطرفشانى قلم خجسته رقم در ذكر فوت شاهزاده سلطانم و شرح اندكى از حالات و صفات آن شمسهء آسمان خدارت . درين سفر شكار . . .
ص 429 س 17 : بيت : سيد المرسلين يعنى حضرت فاطمه بنت ابا ابراهيم موسى الكاظم سلام اللّه عليه دفن نمايند .
ص 429 س 23 : اسمعيل و در حين احتضار آن شاهزادهء پرهيزگار وصيتنامهء به خط خود نوشته بدين عبارت اختصار فرمودند هذا صورة خطها : « وصيت ميكنم من كه سلطانمم به حضرت شاه طهماسب كه تو برادر منى سوگند مىدهم به تو بخداوندى خداى تعالى كه از غير ازو