ص 404 س 20 : در علم كلام و هم درين سال مرحومى شيخ محمد داود استرآبادى كه از صلحاء زمان بود در دار السلطنهء اصفهان رحلت نمود او را بمشهد مقدس معلى آورده در گنبد كپك ميرزا مدفون ساختند . و هم درين سال بيرام خان بهارلو كه يكى از امراى نامدار همايون پادشاه بود بعد از فوت پادشاه مذكور وكالت خلف او جلال الدين اكبر شاه متعلق بود از منصب عزل شد . بعد از چندگاه عزيمت حج نموده در گجرات بدست كفار بقتل رسيد . در تاريخ او گفتهاند رباعيه :
خانى كه گذشت از حشم و طبل و علم * شد محرم بزم وصل در راه حرم
اهل دل اگر ز حال وسالش پرسند * گويند « شهيد شد محمد بيرم »
جلال الدين اكبر بعد ازو اقتدار تمام يافت و مستقل گشت . بيرام خان مرد شيعهء موالى بود و رعايت سادات و مؤمنان بسيار فرمودى هر كس از عراق و آذربايجان و فارس و خراسان به خدمت او رفتى رعايتها يافتى .
ص 405 س 11 : فرستادى و قبل از وفات خواجه ميريجان سياقى را كه وزير او بود با مبلغى كلى بصوب مشهد مقدس معلى نقل كرده بود و التماس كرده بود كه ترتيب مدفنى جهت او بدهند . خواجه مشار اليه در باغ پائين پا بر جانب غرب صفه و تختى و سردابه جهت او ترتيب داد . بعد از شهادت او را بمشهد مقدس معلى نقل كرده در آنجا مدفون گشت . سال سى و هفتم از پادشاهى آن خسرو اقليم چهارم نوروز پيچين ئيل دوشنبه 10 جمادى الاول سنه 967
ص 407 س 10 : امصار عالم رسيده انتشار يافت خواجه محمد ميرك خبيصى ناطقى تخلص در تاريخ آمدن وى چنين گفته ، تاريخ :
شاه طهماسب سرور شاهان * آنكه بر دشمنان هجوم آورد
از مه نو كليد روم بدست * لشگرى بيش از نجوم آورد
گشت تاريخ سال آمدنش * قيصر آمد . . . روم آورد « 1 »
القصه چون سلطان سليمان . . .
ص 409 س 16 : نيامده بود گويا ما صدق مفهوم اين بيت مينمود ، تركيه :
مغبچهگون بيرقيدك چخدى كليسادن برى * چخمدرشيله صورت دورعيان دورپرى
بدرگاه عالمپناه آمده . . .
ص 413 س 7 : درياچهء عظيمى بود گشادى يافت . خواجه حمد اللّه مستوفى قزوينى صاحب تاريخ گزيده در كتاب گزيده و نزهة [ القلوب ] در باب تعريف آن چشمه نوشته كه بحيرهء چشمه سبز بولايت خراسان بحدود طوس دورش يك فرسخ ازو دو جوى بزرگ است كه بطوس و نيشابور ميرود هر يك زياده از بيست آسيا آبگردان . هيچ ملاحى اين بحيره را نتواند بريد و بقعرش نتواند
هامش
( 1 ) - ظاهرا : مصرع بايد چنين باشد : قيصر آمد ز روم و روم آورد