افصح المتأخرين مولانا عبدى جنابذى در تاريخ اين واقعهء هايله و قضيهء نازله اينچنين گفته « 1 » :
گل گلزار حيدر كرار * خلف آل احمد ابراهيم
بر فلك سود افسرش « 2 » كه نهاد * در مقام رضا سر تسليم
وقت رفتن ازين سراى غرور * با دل مستقيم و طبع سليم
گفت تاريخ سال قتل مرا * بنويسيد « 3 » كشته ابراهيم
شاهزادهء سعيد شهيد را به فرمان شاه اسمعيل تجهيز و تكفين كرده ، در آستانهء و مزار مقدس امامزاده « 4 » حسين در جنب ساير شاهزادهها دفن كردند . عليه رحمة واسعة « و ما الموت الا رحلة غير انها من المنزل الفانى الى المنزل الباقى » . و متعاقب چنان كه ذكر خواهد رفت ، شاه اسمعيل را به همان آداب و قاعدهء آن جماعت مقتول « 5 » بىگناه در جنب « 6 » ايشان دفن كردند . نظم « 7 » :
به چشم خويش ديدم در گذرگاه * كه زد بر جان مورى مرغكى راه
هنوز از صيد منقارش نپرداخت * كه مرغى ديگر آمد كار او ساخت
چو بد كردى مباش ايمن ز آفات * كه واجب شد طبيعت « 8 » را مكافات
بيت « 9 » :
بدى مكن كه درين كشت زار روز جزا * بداس دهر بدروى هر آنچه ميكارى « 10 »
سن شريف آن حضرت سى و چهار سال ، ولادتش در اواخر « 11 » شهر ذى قعدهء سنهء ست و اربعين و تسعمائه اودئيل . از نواب ميرزايى صبيه گوهرشاد بيگم كه رابعهء زمان و « 12 » مريم « 13 » دوران است مانده « 14 » . اما فضايل و كمالات نواب « 15 » ميرزايى در هر فنى از فنون و آثار كمالات و استعداد وى در جزوى و « 16 » كلى هنرها « 17 » و صناعات دليلى « 18 » است بر آن كه [ 473 ] هر يك بهتر از فرزندان نامدار اوست « 19 » و در علوم عربيت و تركيب دانى و قواعد منطقى و مباحث كلامى به غايت ماهر بودند . نظم : « 20 »
شاهنشه افاضل و « 21 » فرمانده « 22 » ملوك * افراسياب حكمت و « 23 » نوشيروان علم
پشت و پناه عالم و جان و جهان و شرع « 24 » * چشم و چراغ سنت و روح روان علم « 25 »
هامش
( 1 ) - ن : نظم
( 2 ) - ن : امرا و
( 3 ) - م : بنويسند
( 4 ) - ن : شاهزاده
( 5 ) - ن : « مقتول » ندارد
( 6 ) - م : و در جنب
( 7 ) - ب ، م : ندارد . ن : بيت
( 8 ) - ب : بر آدم مكافات . ن : مكافات از مكافات
( 9 ) - م : ندارد
( 10 ) - ن : بيت را ندارد
( 11 ) - م : در آخر
( 12 ) - ن : و خلايق دوران است
( 13 ) - ب ، م : مردم
( 14 ) - ن : ماند
( 15 ) - ب ، ن : « نواب » ندارد
( 16 ) - م : « و » ندارد
( 17 ) - م : هنرهاى
( 18 ) - م ، ن : دليل
( 19 ) - م : است
( 20 ) - م : ندارد
( 21 ) - م : « و » ندارد
( 22 ) - ن : فرماندهى
( 23 ) - م : ندارد
( 24 ) - ب : پشت پناه عالم و جان و جهان شرع . م : پشت پناه عالم جان جهان شرع
( 25 ) - م : چشم چراغ سنت روح روان علم . ن : چشم و چراغ سنت روح روان علم