بر عرصهء معانى پيل « 1 » دمان شرع * در بيشهء فضايل شير « 2 » ژيان علم
اى عالمان دهر بناليد زار زار * در ماتم خديو جهان قهرمان علم
آتش زنيد در كتب و كلك بشكنيد * در هيچ خاطرى مكنيد امتحان علم
وان داورى « 3 » كه « 4 » بىمدد ذهن صائبش * كلك سخن شكسته اندر « 5 » بنان علم
دانا دلى « 6 » كه قدرت « 7 » ادراك او گشاد * توشيح كرده عقد يقين از گمان علم
در آفتاب جهل بسوزد وجود خلق * اكنون كه رفت از سرشان سايه بان علم
دين « 8 » پرورى كه از گهر لفظ خويش بست « 9 » * ترصيع كرده منطقها در بيان علم
و در شعر و سليقهء نظم به مثابهاى كه از اشعار خوب وى تا « 10 » تا دو سه هزار بيت سنجيدهء پاكيزه « 11 » از فارسى و تركى « 12 » بر زبانهاى اهل حال جارى است . در « 13 » برابر شاهى تخلص جاهى « 14 » اختيار كردند . چون نظامى نادر « 15 » كلام و در حسن خط نستعليق تتبع روش استاد و قبلة الكتاب مولانا مير على هروى « 16 » كرده به مرتبهاى رسانيده بود كه قطعهء بىاسم او مردم را به دغدغه مىانداخت . بيت « 17 » :
جواهرى كه بيفتد ز رشحهء قلمش * برند دست بدست از براى گردن حور « 18 »
خطش چون خط « 19 » نيكوان دلفريب * ز جان برده آرام « 20 » و از دل شكيب « 21 »
بود كلكش « 22 » آن جادوى « 23 » بوالعجب * كه بر روى روز افكند زلف شب
ز جادوگرى چون شده سحر ساز * ز هر كار بسته گره كرده باز
در علم موسيقى و صوت و عمل « 24 » استاد زمان و نادر « 25 » اوان بود و مضمون اين رباعى گويا در شأن وى وارد شده . شعر « 26 » :
اى در عرب و عجم به بىمثلى طاق * وى راست ز تو لواى « 27 » بزم عشاق
بگرفته بهر مقام آوازهء تو * در ترك و حجاز و « 28 » در خراسان و عراق
و در عبارت آرايى و « 29 » سليقهء انشاء « 30 » به مثابهاى كه ، نظم « 31 » :
هامش
( 1 ) - ب : و پيل
( 2 ) - ب : و شير
( 3 ) - م : داور
( 4 ) - م : كه بىمددى دهند صبائيش
( 5 ) - م : اند
( 6 ) - م : دل
( 7 ) - ب ، م : قوت
( 8 ) - ن : وين پرورى . ب ، م : دين پرورى
( 9 ) - ب ، م ، ن : تست
( 10 ) - ب : تا در سهزار بيت . م : در سى هزار . ن : در سه هزار
( 11 ) - م : و پاكيزه
( 12 ) - ن : تركى او . م : تركى و بر
( 13 ) - ن : و در
( 14 ) - ن : خواهى . م : خاهى
( 15 ) - ن : « نا » ندارد
( 16 ) - ن : هره واى
( 17 ) - ب ، م : « بيت » ندارد
( 18 ) - م ، ن : خور
( 19 ) - م : چو
( 20 ) - م : « آرام » ندارد
( 21 ) - ب ، م ، ن : فريب
( 22 ) - ب ، م ، ن : كلكش از
( 23 ) - ب ، م : جادوى
( 24 ) - م : علم و
( 25 ) - ن : نادره
( 26 ) - ن : رباعى . ب ، م : ندارد
( 27 ) - مز ، ن : لواى
( 28 ) - م : « و » ندارد
( 29 ) - م : « و » ندارد
( 30 ) - م : « انشاء » ندارد
( 31 ) - م ، ن : « نطم » ندارد