تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 943

مساهمون:

ص٩٤٣
ايشان در محل تعويق مىافتاد همه روزه در فكر و خيال آن بودند . اما شاهزاده سام ميرزا پس از آن فتوحات و تيسير عطيات كه مذكور شد به اشارت حسين خان شاملو كه لله و مدار عليه نواب ميرزايى بود بصوب فارس و عراق در حركت آمد و مترصد ورود الطاف شاهى بود . ذكر مجملى از باقى احوال عبيد خان بدافعال . ص 193 س 21 : رسانيدند كه قصيدهء كه مولانا هلالى جهت خان عالى گفته درين مصرع كه مصراع : ز مغرب تا بمشرق رفت و يكشب در ميان آمد ، قصدش اينست كه چون شاه جمجاه بخراسان مىآيد خان راه فرار پيش مىگيرد و بعضى ابيات آن قصيده اينست « 1 » . . . ص 195 س 5 : شرح حالات و اشعار مولانا در جلد اول تذكرة الشعراى عباسى در تلو شعراى خراسان رقم تحرير يافته . و هم درين سال شاه حميده خصال مير نعمت اللّه حلى را . . . ص 195 س 8 : سال ششم از سلطنت آن خسرو اقليم چهارم نوروز پارس‌ئيل جمعه دهم رجب . ص 195 س 25 : شيخ زين الدين على عبدالعالى قدس سره اكثر اوقات رفيق شاه حميده صفات بودند . جولان قلم در توجه شاه عالميان بخراسان مرتبهء ثانى و ظفر بر اعداء بتأييد ملك منان . چون پادشاه آفاق از ممالك عراق بدفع سلاطين اوزبكيه . . . ص 196 س 24 : پس از آن قرار يافت كه هر يك از خانان و سلاطين ايلچى از جانب خود به خدمت شاه عالميان فرستند . مجملى از . . . ص 197 س 4 : چون اين سخنان بمسامع عز و جلال شاه عالميان رسيد بغايت شكفته و خوشحال گرديد . ص 197 س 11 : روى بامراى دولتخواه كرده گفت اوزبكان درين مرتبه بجنگ نمىآيند و ميانهء ما و ايشان جنگ واقع نخواهد شد چرا كه داب سلاطين اوزبكيه نبوده كه . . . ص 201 س 19 : مثل امراى زيك و چگنى و ساير اكراد و امراء چينى و عربگيرلو و و رساق . ص 202 س 11 : عالم‌پناه خواجه مظفر صاحب ظفر ، كلك زبان را بدعاى شاه ملا يك سپاه گويا ساخت . ص 205 س 13 : مواكب داشت و مشاهده و ملاحظه مينمودند . بعد از فراغ از آنها مراجعت نمود . ص 205 س 16 : به جوشيدن درآمدند . القصه كه از آن غوغا و فرياد و صدا گوش عالميان كر گشت . ص 209 س 13 : ثنا گشاده ابو سعيد خان كه بزرگتر ايشان بود گشوده . . . ص 209 س 23 : ايلچى شاه كامكار عالم مدار ظفر كردار . . .
هامش
( 1 ) - اين قصيده در صفحه 194 متن چاپى آمده