تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 941

مساهمون:

ص٩٤١
و ديانت موصوف بوده و از قديم الايام ملازمتش مينمود بصوب مشهد مقدسهء منورهء رضيهء رضويه - على مدفونها الف صلوة و سلام و تحيه - گسيل فرمودند . ص 163 س 18 : منهدم سازند اما چون عادت مشتمل بر افادت حى لا يزال و حكمت مقترن بمنفعت ملك متعال به نسبت بعضى از مواد برين نهج جارى شده كه ذى شوكتى كه رخت هستى از سفينهء ديرينهء دنيا بساحل منزل عقبى نقل كرده ، مشتهيات جسمانيش بلذات روحانى تبديل يابد دست قضا بساط حيات او را طى نموده ازين محنت فزا به فضاى رياض قدس رساند . جمعى كه در پرتو آفتاب اقبالش پرورش يافته از فيض سحاب مكرمتش نشو و نما پذيرفته‌اند از عقب وى متوجه آن عالم مىگردند و نزد همگنان عيانست كه علاقهء ربط و خصوصيتى كه خان مغفرت‌پناه را نسبت بخواجه حبيب اللّه بود به هيچ يك از تركان و تاجيكان نبود . على هذا پس از رفتن خان باندك زمانى اين فتنه خاست « 1 » و در خلال . . . ص 166 س 20 :
دهد مرغ را دانه صياد جلد * پسش در خم دام حيلت كشد
مبيناد كحل سعادت به چشم * كه در چشم دل ميل غفلت كشد
بعد از استقرار خواجهء مشار اليه در دار السلطنهء هراة مهما امكن . . . ص 169 س 16 : پادشاه خجسته مآل در جلد . . . كتاب افادت انتساب خلاصة التواريخ در ذكر سلاطين خلفاى گوركانى سمت تحرير يافته و درين سال . . . . ص 175 س 20 : در آن زمان چون حكومت دار السلام بغداد به ابراهيم خان برادر امير خان موصلو كه از اولاد گلابى بيك تركمان موصلو است متعلق بود ، ذو الفقار خان على بيك مشهور به نخود سلطان كه . . . ص 176 س 6 : ابراهيم خان كه در ييلاق ماهى دشت چند روز با چند نفر از ملازمان و شيخ محمد كرانى [ در ] ديوانخانه خود نشسته بود كه ذو الفقار با دويست نفر از اشرار باردوى عمو اسب انداخت . ص 178 س 7 : تسعمايه و بعضها 936 در دار الموحدهء قزوين . ص 179 س 18 : و شرح اين واقعه از عطيهء توفيقات الهى تيسير مىيابد . گفتار در ذكر محاربهء پادشاه عالم‌پناه با عبيدخان اوزبك در موضع ساروقمش و انهدام اساس جمعيت آن قوم ناتمام . ص 181 س 5 : پادشاهى و سلطنت مملكت توران بوى تعلق مىداشت ص 182 س 15 : مردم اردوبازارى و شتران بارى را به شيبهء تير گرفتند . اردوبازاريان دلير و ساربانان و قلقچيان . . . اوزبكان را بضرب تير از خود جدا ميساختند .
هامش
( 1 ) - لن : خواست