بيش ز هر پادشهى « 1 » كوس بيم * كوفت در اصلاح مهم جهان
باد « 2 » ازو دور به دوران كه هست * پادشه و شيردل و نوجوان « 3 »
مىنگرد دل چو بهر مصرعى * كامد « 4 » يك فكر از اين « 5 » داستان
هست بدانسان كه به رمز و حساب * فهم شود سال جلوسش از آن
شاه عالمپناه چند روز در آسيا رود توقف كرده دربارهء اختيار « 6 » ساعت « 7 » و داخل شدن به دولتخانهء مباركه « 8 » و جلوس سلطنت تأمل تمام داشتند و مولانا الياس « 9 » اردبيلى خال غفران پناه جنت مكانى مولانا احمد اردبيلى « 10 » كه در علم « 11 » نجوم سرآمد عصر بود در بيست و هفتم شهر جمادى الاول سنهء مذكوره اختيار كرده بود . شاه عالمپناه تا آن روز در « 12 » نزول دولتخانهء مبارك « 13 » متآمل بودند . اول قرار دادند كه در همان سرزمين منازل ساخته ديوارى به طريق قلعه و خندق ترتيب دهند . آخر « 14 » خلاف آن « 15 » راى كرده به باغ سعادتآباد كه نمونهاى « 16 » است از گلستان ارم « 17 » و عماراتش « 18 » چون اطباق افلاك سربلند تشريف فرمودند كه در آنجا بسر برده تا خوب شدن ساعت اتفاقا « 19 » مرضى طبع اقدس نيفتاد ميوهء نارسيده باغ را حكم تالان فرمودند و اثرى از آن سواى « 20 » انگور نماند . قرار به خانهء حسين قلى خلفا روملو داد [ 463 ] كه او در آن اوان از مقربان درگاه عالميان « 21 » بوده « 22 » نواب عالمپناه « 23 » مقرر فرمودند كه دوازده هزار كس نگاه داشته بعد از من او خليفه باشد و در روز يكشنبه 19 شهر مذكوره « 24 » بدان منزل رفته بعضى عمارات و تغييرات فرمودند . چند روزى كه از اين گذشت امرا و اعيان هر كدام از ترس شاه جهان « 25 » خايف و هراسان « 26 » كه مبادا خيالات فاسدهء ايشان را كه قبل از اين نموده بودند منهيان به عرض اشرف رسانند و همگنان در بيم بودند . و هم در آن اوان حاجى اويس بيك بيات كه شاهزاده سلطان مصطفى ميرزا را گرفته بود « 27 » به درگاه عالمپناه آورد « 28 » به شرف تقبيل انامل شاه « 29 » نامدار و برادر بزرگوار مشرف گشت رقم عفو و اغماض بر جرايم اعمال او كشيده منظور نظر كيميا اثر گرديد و در سلك و جرگهء ساير « 30 » شاهزادهاى نامدار انتظام يافت . و هم در اين ايام روز « 31 » سهشنبه 21 « 32 »
هامش
( 1 ) - ب ، م ، ن : پادشه
( 2 ) - م : باد از دور . ن : باد هم از دور
( 3 ) - ب ، م ، ن : پادشه شيردل نوجوان
( 4 ) - م : كامده
( 5 ) - ب ، م ، ن : درين
( 6 ) - ب ، م : اختيار و
( 7 ) - ن : ساعت او
( 8 ) - ب ، م ، ن : در
( 9 ) - ن : لياس
( 10 ) - م : ادبيلى
( 11 ) - ن : علوم
( 12 ) - ب ، م ، ن : « در » ندارد
( 13 ) - ب ، م ، ن : مباركه
( 14 ) - ن : آخر الامر
( 15 ) - ن : « آن » ندارد
( 16 ) - ن : نمونهء
( 17 ) - ن : ارم بود
( 18 ) - ن : عماراتش
( 19 ) - ب ، م ، ن : اتفاق
( 20 ) - مز : سوى
( 21 ) - ب : عالم نياه
( 22 ) - ب ، م ، ن : بود و
( 23 ) - ب ، م ، ن ، كامياب عالمپناه
( 24 ) - ب ، م ، ن : مذكور
( 25 ) - ب ، م ، ن : جمجاه
( 26 ) - ن : هراسان بودند
( 27 ) - م : بودند
( 28 ) - م : آورد و
( 29 ) - ن : شاهزاده
( 30 ) - ن : « ساير » ندارد
( 31 ) - م : در روز
( 32 ) - ن : بيست و يكم