ظهر احكام زدند و مقرر فرمودند كه در هفته دو روز نواب ميرزايى و ميرزا شكر اللّه در ايوان عدالت كه شاه جمجاه در محاذى درب « 1 » دولتخانهء مباركه ساخته بود نشسته پرسش مردم نمايند و پروانچهء اشرف نوشته تسليم كنند . اتفاقا در آن زمان امن و امان چنان بود كه « 2 » درويشى با خانى و « 3 » سلطانى سخن داشتى ، دست او را گرفته به ديوان حاضر مىساخت و هيچكس را قدرت « 4 » رد « 5 » و تمرد نبود . و هم در اين سال فرخ فال سيادت و نقابت پناه فرشته خصال شاه « 6 » عبد العلى كه « 7 » از اجلهء سادات عظام و نقباى « 8 » كرام دار الامان [ 465 ] كرمان است از سفر حج و حرمين شريفين « 9 » زادهما اللّه شرفا و تعظيما و عتبات عاليات سدره « 10 » مرتبات على راقدهم « 11 » الف الف « 12 » صلوات معاودت فرموده « 13 » به عز بسا طبوسى مجلس بهشت آيين و مجالست محفل فلك تزيين « 14 » شاهى مستسعد و مشرف گشته به انواع تفقدات پادشاهانه و عنايات خسروانه سرافراز شدند . چه « 15 » حضرتش در شهور سنهء اثنى و ثمانين و تسعمائه كه احرام آن حرم بسته بودند به شاه جمجاه عرضه نوشته فرستادند . خاقان عليين آشيان پروانچهء استمالت با خلاع فاخره « 16 » جهت ايشان فرستاده شرح « 17 » پروانچه ثبت شد .
« فرمان « 18 » همايون شرف نفاد يافت آنكه سيادت و شريعت پناه نقابت و افادت دستگاه امير نظام الدين عبد العلى به وفور توجه و التفات بلاغايات شاهانه و اصناف الطاف و مراحم بلا نهايات خسروانه عز اختصاص و شرف امتياز يافته بداند كه عرضه داشتى « 19 » كه در اين ولا به درگاه معلى فرستاده بود به نظر اشرف اعلى رسيد « 20 » و از مضمون آن چنان معلوم شد كه افادت و سيادت پناه داعيه نمود « 21 » كه به طواف عتبات عاليات مقدسات مطهرات على مشرفها افضل الصلوات « 22 » و اكمل التحيات مشرف گشته از اماكن شريفه هودج ارادت و محمل « 23 » عزيمت به صوب صواب حرمين شريفين زاد هما اللّه شرفا و تعظيما روان سازد . بنابر شفقت بىغايت شاهى دربارهء آن سيادت و شريعت « 24 » پناهى « 25 » حكم جهانمطاع به حكام و امرا و مستحفظان طرق « 26 » و مسالك فرموديم كه به سلامت و عافيت گذرانيده قدوم آن نقابت « 27 » و افادت پناه را به اعزاز و اكرام مقارن دارند . انشاء اللّه سبحانه توفيق ربانى رفيق طريق آمال و امانى گردد بايد « 28 » كه عنايت و عاطفت نواب همايون ما را دربارهء خود به درجهء اعلى تصور نموده از روى اطمينان خاطر متوجه گشته بعد اراستسعاد به سعادت اين موهبت ، در آن امكنهء متبركه « 29 » و مقامات
هامش
( 1 ) - م ، ن : در
( 2 ) - ب ، م : كه اگر
( 3 ) - ب ، م : و يا
( 4 ) - م ، ن : قوت
( 5 ) - ن : « ردو » ندارد
( 6 ) - م : « شاه » ندارد
( 7 ) - م ، ن : « كه » ندارد
( 8 ) - م : نقابت
( 9 ) - م : الشريفين
( 10 ) - م : سدر مرتبات
( 11 ) - م : راقدها
( 12 ) - م : « الف » ندارد
( 13 ) - م : فرمود
( 14 ) - م : برين
( 15 ) - م ، ن : چو
( 16 ) - مز : فاخر
( 17 ) - م ، ن : « شرح » ندارد
( 18 ) - ن : پروانچه فرمان
( 19 ) - م ، ن : داشت
( 20 ) - ب ، م : رسيده
( 21 ) - ب ، ن : نموده
( 22 ) - م : الصلواة
( 23 ) - م ، ن : محل
( 24 ) - ن : « شريعت » ندارد
( 25 ) - م : و پناهى
( 26 ) - ب ، ن : طريق و مسالك . م : طريق مسالك
( 27 ) - ب ، م : نقابت پناه را
( 28 ) - م : و بايد
( 29 ) - م : مطبركه . ن : متبركه و مطهره