تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
خورد بهم « 1 » حد جهانى ولى * شد بدمى تازه زمين و زمان « 2 »
از كه ز شاهى كه به اقبال اوست * فتنهء ايام ز مردم نهان « 3 »
شاهسوارى كه ز شاهان بود * امجد و « 4 » اشجع به كمال و « 5 » توان
شير مصافى كه به هيجا در آب * جسته مبارز به بنان سنان « 6 »
كوه شكوهى كه ز تمكين نهاد * بزم تعين به اساسى گران « 7 »
صاحب عالم كه ازو برقرار « 8 » * مانده « 9 » رفاهيت كون و « 10 » مكان
باد برين طرفه بنا از نشاط * تا ابد اين بانى صاحب قران
عزلت ده روزهء او را بلى * باد بدل خسروى جاودان
هست محال اينكه ببندد به فكر * آدمى اين عقد درر عقده‌سان
عقده « 11 » به اين عقد كه بست از جمل « 12 » * از ره علم اى ملك « 13 » نكته‌دان
حال تو انصاف ده‌اى نامور * چون كنى آن « 14 » نقد سليم امتحان
كان زر تو سكه شاهى كه كرد * سكه در ابيات به قلب و لسان
قاعده بود اينكه شود نام شه * زيور اين عقدهء معجز نشان
شد چو به اين بحر دلى « 15 » آشنا * محتشم طالب كامل بيان
جز به تكلف چو بد از « 16 » چاره دور * دولت گنجيدن اسم اندر آن « 17 »
اسم على جست « 18 » دل از بهر اين * كس كند از اسم معما عيان « 19 »
صاحب اين نام شود ز اجتهاد * عون سران و ملك قيصران « 20 »
دوش به آفاق ز روى « 21 » سپهر * مژده رسانيد بشيرى « 22 » كه هان
گرچه شد از وادى طهماسب شاه * شادى و « 23 » اصلاح جهان بر كران
و ان شه پرد بد به « 24 » كرد از صفا * جانب فردوس عمارى روان
مصلحى آمد كه نكوتر نهاد * قاعده‌هاى « 25 » نو اين خاكدان
اين « 26 » ملك ملك ستان كبير * وين شه « 27 » كامل نسق كامران
گرچه به لوح دل داناى خود * زد رقم از « 28 » مدت امن و « 29 » امان
هامش
( 1 ) - م : نهم ( 2 ) - م : و زمان ( 3 ) - ن : اين بيت را ندارد ( 4 ) - م : « و » ندارد ( 5 ) - م : « و » ندارد ( 6 ) - م : نيان سنان ن : بنان و سنان ( 7 ) - ب ، م : به اساس دگران ( 8 ) - ن : بردبار ( 9 ) - مز ، م : ماند ( 10 ) - م : « و » ندارد ( 11 ) - ن : عقد ( 12 ) - م ، ن : خجل ( 13 ) - م : اى فلك . ن : اين فلك ( 14 ) - ن : اين ( 15 ) - م : دل . ن : دلم ( 16 ) - م ، ن : بود از ( 17 ) - م ، ن : اندرون ( 18 ) - ب ، م : حست ( 19 ) - ن : برون ( 20 ) - ب : قصيران ( 21 ) - م : به روى ( 22 ) - ن : بشيرين ( 23 ) - ب ، م ، ن : « و » ندارد ( 24 ) - ب : ديده . م : ديده نكرد . ن : ديده كه كرد از صفا ( 25 ) - م ، ن : قاعدهاى ( 26 ) - م : اى ( 27 ) - م : شاه ( 28 ) - ب ، م ، ن : « از » ندارد ( 29 ) - م : « و » ندارد
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 620 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى