تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
ليكن مطلب اين نيست . در قضيهء طوفان نوح آورده‌اند كه خر عقب مانده بود هراسان مىآمد كه به كشتى نوح برسد در حالىكه نوح ميخواست در را ببندد فرياد كرد بيا بيا دنيا بىتو صفائى ندارد گويند گوش خر بخارى گرفت دراز شد . بسعى تيمور تاش در 1310 انحصار تجارت ترياك به امين التجار اصفهانى داده شد و گفته ميشد كه خر كريم را نعل كرده است . در 1311 كمپانى نفت خبر داد كه سهم دولت از نفت در 1310 ، 200 هزار ليره شده است در صورتىكه 700 و 800 هزار تا يك ميليون بود تيمور تاش بلندن رفت كه در ضمن كارها با رئيس نفت صحبت كند نتيجه بدست نيامد در مراجعت چند روزى در مسكو معطل شد معروف شد كيف كاغذ او مفقود شده است اسمى هم از پاكروان برده شد پس از مراجعت تيمور تاش ، كدمن « 1 » رئيس كل نفت ( در كارهاى ايران ) بتهران آمد در هر موقع كه بتهران مىآيد تيمور تاش از او ميهمانى مىكند اين نوبت چون نوبتهاى ديگر منهم بودم و بعد از شام نمىماندم دو روز بعد در ملاقات ، شاه از من پرسيد رئيس نفت چه صحبت مىكرد ؟ عرض كردم قبل از شام فرصت صحبت نيست و بعد از شام من نبودم . شاه دوسيهء نفت را خواسته است ظاهرا چند روز هم گذشته شب ششم آذر تيمور تاش دوسيه را به هيئت آورد ، شاه تشريف آوردند و متغيرانه فرمودند دوسيه نفت چه شد ؟ گفته شد حاضر است . زمستان است ، بخارى مىسوزد ، دوسيه را برداشتند انداختند توى بخارى و فرمودند نميرويد تا امتياز نفت را لغو كنيد ، تشريف بردند ، نشستيم و امتياز را لغو كرديم ، وزير خارجه به جكمن مدير مقيم اخطار كرد ، از سفارت اعتراض آمد ، تيمور تاش جوابى لايق نوشت كه وزير آلمان تمجيد كرد . نوشتيم منافع دولت محفوظ نيست لهذا امتياز را ملغى كرديم و براى قرارداد بهترى از مذاكره مضايقه نيست جواب سفارت هم در همين لحن داده شد . چند روز بعد تيمور تاش توقيف شد من در صحبت تمجيد وزير آلمان را بعرض رساندم فرمودند تو كه با تيمور تاش هم‌عقيده نبودى ؟ عرض كردم حالا هم نيستم اما حقايق را بايد بعرض برسانم ضمنا گفتم گيوم دوم كه به بيسمارك كم‌لطف شد گفت بر سر ملك خود برود . از لندن خبر رسيد كه در تايمز يا روزنامهء ديگر نوشته بودند كيف كاغذ تيمور تاش بدست آمد و كشف شد كه بست و بندى با شوروى داشته است ، راست يا دروغ معلوم نشد و من از شاه چيزى نشنيدم . مطالب رايج در اين دوره محرمانه است تا چه رسد بمطلبى كه يك‌سرش در لندن است و يك‌سرش در مسكو . سوء ظن همه قسم شد آنچه مقرون به صحت بود تيمور تاش قصدش از صحبتهاى مسكو ترساندن انگليس بوده است . در كار نفت تفسيرات ديگر كردند ، مصارف انگليس را اهل خبره 42 ميليون ليره ديده بودند و كمپانى آلمانى حاضر بود بدهد اگر تغيير كلى مسير ميبود امتياز نفت براى آلمان صد ميليون ارزش داشت . كار تيمور تاش بمحاكمه كشيد ، صحبت از مبالغ گزاف ميرفت روز 23 اسفند مقبل وكيل او نزد من آمد كه تخفيفى از شاه تقاضا كنم ، روز 24 اسفند تولد شاه و افتتاح مجلس است پس از برگذار شدن تشريفات مجلس شرفياب شدم عرض كردم عنقريب اولاد تيمور تاش متوسل بخاكپاى مبارك خواهند شد و امر خواهند فرمود براى آنها فكرى بشود زمينه‌اى كه محكمه برداشت كرده است گزاف است فرمودند خيال كردم براى تبريك آمده‌اى ؟ عرض كردم زمين و آسمان تبريك مىگويند ، فرمودند رجوع بعدليه كرده‌ام هرچه حكم كنند . در اين اثنا كاراخان بتهران آمد ، تسويهء بعضى امور معوقه بهانه بود و توسط از تيمور تاش
هامش
( 1 ) -Cadman