خبرگزار نيست ، شاه هم از منافع ديانت غفلت دارند ، مغرضين هم لاطايلات در عنوان ديانت به گوش خلق ميكنند ، مدافعى هم در بساط نيست ، حقايق روى منبر گفته نمىشود . طبايع هم طالب لهو و لعب است ، تفاوت معظمى كه بين مذهب كاتوليك و اسلام است تشخيص نميدهند .
اشخاصى كه چند كلمه طوطىوارى فرانسه يا انگليسى آموختهاند و اطلاعات سطحى اندوخته شكايت طبيعيون فرنگ را از اصول كاتوليكى به حساب اسلام برمينگارند درصورتيكه مرام اسلام آرزوى دانشمندان است ، در هيچ مرحله از مراحل سياسى و اخلاقى كوتاه نمىآيد سخن در اخلاق و احكام است و الا در آيهء 5 در سورهء آل عمران قرآن به نظر اشخاصى بدگمان ناطق است گفتنى را در افكار امم گفتهام .
پادشاه افغانستان
پادشاه افغان امان اللّه خان به تقليد كمال پاشا دست به تجدد اروپائى زده است آن هم آنچه بسليقهء اراذل و دورهگردان بولوار پسنديده است و بمراحل دور از امورى كه مايهء تعالى قوم است . براى خودنمائى كه منم كه كلاه خود را عوض كردهام در اروپا چرخى زده حال از راه ايران به وطن خود مراجعت مىكند و هرجا كتابچهاى شامل نقشى چند از دو سه عمارت كوتاه و بلند به اين و آن ميدهد : « اين منم طاووس علينشده »
19 خرداد 1307 وارد ايران شد ملكه و بعضى رجال همراه او است ، پذيرائى شايان از او شد . چون هنوز در ايران مرسوم نيست كه زنان در مجلس مردان جلوه كنند ، ملكه در مجالس رسمى حاضر نميشود ، در صاحبقرانيه كه محل سكناى ايشان معين شده بود بنام او دعوتى شد رجال مملكت مدعو بودند در موقع آتشبازى من و شير محمد خان « 1 » رئيس مجلس افغان ( جرگه ) تنها بوديم از اوضاع خودشان اظهار دلتنگى كرد و از عاقبت كار امان اللّه خان نگران بود و بسرنوشت حبيب اللّه خان مثل زد .
شبهاى فرمانيه
تيمور تاش گفت خوب است مجالس محدود داشته باشيم ، مذاكراتى خصوصى در ميان بياوريم ، تابستان بود ، قرار شد در فرمانيه ملك نصرت الدوله ملاقاتهائى بشود ، چند نوبت حاضر شديم امر مهمى مذكور نشد . تيمور - تاش است ، نصرت الدوله ، حبيب اللّه خان شيبانى و من شبى صحبت رفت روى كشف حجاب ، حبيب اللّه خان از محسنات كشف گفت مثلا هرگاه از منسوبان انسان يكى هرزه باشد ( بعبارت ديگر ) دانسته مىشود ، با خودم گفتم بهتر آن است كه دانسته نشود ، اگر از رفع حجاب گشودن رواست روبند مدتى است متروك است و شرعا هم مانعى ندارد امر بگشوده بودن صورت در نماز و در طواف مسلم است و از آيهء 52 سورهء احزاب برمىآيد ، منظور چيزهاى ديگر است و فساد اخلاق ، من وارد صحبت نشدم و روى خوش نشان ندادم آن جلسات موقوف شد .
ملتفت بودم كه در داخل و از خارج به گوشها كشيده مىشود و مشترى خصوصى در جرگه - هاى مخصوص مىافزايد مطلوب جوانان هم هست و متأسفانه بساط قمار و رقص و شراب را پايهء تمدن
هامش
( 1 ) - در بهمن 1309 كه بسفارت ايران آمد به من گفت كه آن صحبت سبب نجات من شد در بلواى بچه سقا خواسته بودند او را بكشند كه رئيس جرگه بودى و با بىديانتى موافقت نمودى اشاره بصحبت با من كرده بوده است و تقاضاى سؤال از من .
در مراجعت مردم بر سر تغيير كفش و كلاه و كج كردن راه به دو شوريدند مردى معروف به بچه سقا از كدورت عامه استفاده كرده بر كابل مسلط شد ، امان اللّه خان بقندهار رفت تجهيز كرد مغلوب شد رو به هند آورد و در ايتاليا سكنى گزيد . عنايت اللّه خان برادرش سه روزى بجاى او نشست و برخاست بتهران آمد ، محمد نادر خان به بچه سقا فائق آمد طولى نكشيد درگذشت محمد - ظاهر خان پادشاه شد بطورى كه شنيدهام تمدن را در افغانستان پس از امتحان اينك بمعنى گرفتهاند و از صورت بريدهاند و بر اصول شرع مشى ميكنند و از تمدن بولوارى صرف نظر كردهاند .