تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
تخليهء خاك بلژيك و آباد كردن آن - تخليهء خاك فرانسه و آلزاس ولرن - تعيين حدود ايتاليا بتناسب قوميت ايردنتا « 1 » رومانى صرب و قراطاق تخليه و آباد شود - به صربستان راه به دريا داده شود - به ملت اتريش راه نشوونما داده شود ( مضحك است ) - نسبت به مللى كه در تحت يوغ عثمانيند وسايل حيات داده شود - داردانل براى كشتىهاى كل دول مفتوح باشد در تحت نظارت بين المللى - دولت مستقل لهستان ايجاد شود به او راه دريا داده شود : اين پيشنهاد داد مىزند كه در پاريس تنظيم شده‌ام و در لندن اصلاح ، آتش‌افروز و هيزم - كش صاحب حقوقند ، مدافع كلاهش پس معركه ، خاك مفسد را بايد تخليه و آباد كرد ، صحبت از مستملكات آلمان نيست . مضحك‌تر حاشيهء اين فصول است . ما عظمت آلمانرا منكر نيستيم و رقابت با او نداريم ( الحمد اللّه ) در اين پيشنهاد چيزى كه مضر به حال او باشد ( بينى و بين اللّه ) ما با او رفتار خصمانه نداريم ، اگر او حاضر شود با دول صلح - جو ( فرانسه و روسيه ) موافقت كند « 2 » . اين پيشنهاد خيرخواهانه و عادلانه وقتى بآلمان رسيد كه قشون آلمان پشت دروازهء پاريس بود و در جواب هوفمان كه دستور مذاكره با تروتسكى مىخواست لودندورف گفت با تروتسكى مذاكره نمىكنند امر مىكنند . طرفه آنكه فرانسه از فصول نسخ معاهدات سرى و تقليل نظام در حدود نظم داخلى ، باز - داشتن راه زندگى براى آلمان راضى نيست . موسولينى فرياد دارد كه ويلسن ميبايست تعادل در دريا را پيشنهاد كند .

خاتمهء جنگ

تدبير كند بنده و تقدير نداند ، لوئى دوكرك گويد سبب اختلافات از نظر معاش گرسنگى است ، از روى احساسات حسد و طمع و باز در نتيجهء پيش‌آمدهاى غيبى .
Le monde moderne se croit Soustrit a I'influence des forces mystiques , jamais pourtant I' . humanite n'y fut plus asservie La raison ne gouverne nul part .
مردم امروزه تصور ميكنند از تحت قواى مرموز خارج شده‌اند در صورتىكه بشر هرگز مسخرتر نبوده عقل هيچ‌جا حاكم نيست . آشوب روسيه در آلمان سرايت كرد ماجراجويان از بندركيل رو به برلن آوردند و اسمش آزاديخواهى است در نظام تزلزل افتاد ، گيوم دوم به هلند پناهنده شد . در هفتهء آخر اخبار پوبليك نيوز كه بتهران ميرسيد اين بود كه آلمان منظما عقب مىنشيند و ميدان را خالى مىكند ، متفقين جرأت اشغال ميدان نمىكنند كه مبادا اين هم تدبيرى باشد . صورتا جنگ تمام شد ، همه گفتند صلح ورساى توطئهء جنگ ديگرى است ، يكى گفت ارث را بىحضور وارث تقسيم كردند . ايردنتا ، پان اسلاويسم ، پان ژرمانيسم ، اورتاكى ، پان تاركى ، نازيسم ، فاشيسم و بلشويسم « 3 » همه موضوعات جديد است براى اختلاف ، حقيقت دعواى حيدرى و نعمتى است برسر لحاف
هامش
( 1 ) - در قاعدهء ايردنتاirredentaساووآونيس بايتاليا ميرسيد آيا فرانسه راضى ميشد ولرن بآلمان و بسيار جاهاى ديگر در همين حكم مىآمد . ( 2 ) - مهاجم صلح‌جو شد مدافع جنگ‌طلب « خدايا زين معما پرده بردار » ( 3 ) - ايردنتا جلب هم تبار و نژاد است زير يك لوا ، نازيسم و فاشيسم دو طريق بر اساس جمعيت قوميت ، اتاركى قناعت به بضاعت خود است لازمهء آن سد گمرك ، پان‌تاركى باز گذاردن در بر تجارت خودى و بيگانه و استفاده از بضاعت ديگران .