ملا نصر الدين ، چه صورت در خاتمهء جنگ پيدا ميشد بهتر بود ، نميدانم . اگر جنگ نمىشد عاقلانهتر بود . ما كه بىطرفى اعلان كرديم ، كسى كه با ما طرف نشد ، خواجه حافظ شيرازى بود . از هر طرف بما حمله آوردند و آنچه مقدور بود خسارت رساندند . مىشود گفت كه نقض عهدنامهء تركمانچاى جبران آنهمه خسارت را مىارزيد .
اختيار گمرك بدست آمد ، در اقتصاديات راه باز باشد ، كاپيتولاسيون از بين رفت در تدبير مصالح دست باز داريم ، انشاء اللّه پيش پاى خودمانرا ببينيم و پشت زانوى غفلت ننشينيم و كار را به آنجا نكشانيم كه پشت گوش را بايد خاريد .
موضوعى كه امروز محل توجه است و حلش دشوار نزاع داخلى است بين اقليت بىانصاف و اكثريت غير قانع بر سر استفاده از نعماى مادى ، اسمش نزاع بين دموكرات و محتكر البته يكى بايد از حرص بكاهد ديگرى سر قناعت پيش بياورد ، قناعت اضطرارى است كاستن حرص دشوار كارى مگر اينكه دولت حدودى بسزا در كار بياورد و هر گروه باهم كنار بيايند انشاء اللّه ، مىگويند مساوات بايد گفت مؤاسات .
واردين در ميدان فلسفهها بافتهاند و تواريخى حق بجانب ساخته كيلن نويسندهء سوئدى تا درجهاى بيطرفانه رسالهاى نوشته است ، اسباب و اغراض را باز نموده ، حق و ناحق را در تحت حساب آورده ، منصفانه انتقادى كرده است ، بيشتر توجه من بدان رساله است . فلسفهء جنگ لوبن را هم ديدهام ، در لحن سخن مرد حكيم نيست و تا حقايق گفته نشود معايب رفع نخواهد شد .
در جنگ بين الملل 1914 اتريش مورد حمله شد ، روس و فرانسه آتش را باد زدند ، انگليس صرفهء خودش را رعايت كرد ، ايتاليا تذبذب بخرج داد آلمانرا مجبور بمداخله كردند و اگر تسويهء اختلاف را به دو باز گذارده بودند جنگ نمىشد .
در روزنامهء آلمانى گراورى چاپ كردند مشعر به آنكه متفقين آلمان را در شكنجه گذارده كه اقرار به گناه خود بنمايد .
شمهاى از احوالات موسولينى
در خاتمهء جنگ دو مسلك جديد ( البته با بسى سابقه ) پيش آمد ، نازى و بلشويكى ، يكى برياست موسولينى در ايتاليا يكى برياست لنين در روسيه .
همه داد ميزنند آزادى و جز گرفتارى چيزى نمىبينم .
مارگريتا سارفاتى شرح حالى از موسولينى نوشته است كه به نظر موسولينى رسيد و بر آن شخصا ديباچهاى نگاشته چيزى از آن ياد ميكنيم .
شكنجهء آلمان
سرگذشت موسولينى از عجائب روزگار است ، از اجداد موسولينى يكى با موصل داد و ستد داشته حدس ميزنند كه موسولينى از موصلى پيدا شده است ، پدرش آهنگرى ميكرده و به ناسيوناليسم مايل