تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
عكسى كه در كشن انداخته شد از چپ براست : صولت السلطنه سعد السلطان دكتر كريم خان قوام الملك اعتضاد الملك مخبر السلطنه سيف اللّه خان صولت الدوله شهاب الممالك مسعود خان مؤيد الملك سردار احتشام ناظم السلطان و آنجا آرامشى يافته ، عسكر خان عرب كه عمدهء مايهء فساد بود سياست شده است ، از تجار يزد تلگراف تشكر دارم ، راپرت هرروزه از تلگرافخانه عرض مىشود ، ملتفت نيستم راپرتى كه به درد بخورد كدام است فعلا اينجا دردى نيست . » تلگراف تونلى « 1 » سفير انگليس بتوسط اكونور « 2 » قنسول خودشان : 13 اوت 1913 والترا تونلى سلام مىرساند ميگويد با تأسف بسيار شنيدم كه جنابعالى استعفا داده‌ايد و خيلى اميدوار است كه در اين‌موقع كه كاريرا به خوبى سامان داده‌ايد رها نخواهيد كرد . قنسول اين جمله را از قول وزير مختار اضافه مىكند والتر تونلى رفتار شما را بدقت مراقب بوده است و بيش از آن خشنود است كه شما خودتان از نتيجهء كار خودتان رضايت داشته باشيد . نتيجهء حسن ادارهء شما مشهود است و موافقت همكاران شما امرى است مهم ، ادارهء ژاندارمرى و ماليه اطمينان داده‌اند كه بصميميت با شما كار بكنند . ميرزا مصطفى خان را خواستند موسس بجاى او آمد و بسيار مرد معقولى است ، ارمنى است و كاش مسلمان‌ها همه مثل او بودند ، حال فوت كرده است انشاء اللّه بعقيدهء خودش آمرزيده است رئيس ژاندارم هم تغيير كرده .

ملاقات صولت الدوله

در بهار 1332 بنا شد صولت الدوله ملاقات شود ، به شهر جرأت نميكند بيايد ، گفتم من بخارج شهر ميآيم ، در كشن ناهارى داد ، باتفاق قوام - الملك به كشن رفتيم محل باصفائى است ، باغ خوبى دارد متعلق بميرزا باقر خان همه‌كارهء قوام الملك است ، ميان باغ تختى است ، روى آن محل توقف ماست ، اطراف محلى را در باغ درخت بسيار ميكارند كه سايه افكند و آن را بنه‌گاه ميگويند ، در بنه‌گاه ناهار صرف شد ، بعد از ناهار نشستيم كه صحبتى بشود ، گفتم معروف است افليجى را نزد سليمان آوردند گفت اگر سه نفر رازمگوى خودشانرا به زبان بياورند فلج اين مريض بهبودى حاصل مىكند ، آصف و بلقيس حاضر بودند سليمان گفت من با اين حشمت گاهى از دو نفر عارض و معروض اگر يكى سيبى
هامش
( 1 ) -Sir Walter townley( 2 ) -O , Connor