از آن ذلت به اين حالت آوردهايد و اينطور منظم ساخته اينطور به سهولت از دست بدهيد ؟ اگر جواب مطالب حضرتعالى را هنوز ندادهام براى اين است كه در مواد آن با حضرات وزراء عظام مشغول مذاكرهام ، ميخواهم نتيجهء قطعى حاصل نموده اطلاع بدهم ، راضى نشويد كه از كنارهگيرى حضرتعالى زحمت و اشكالى توليد بشود ، خوب است فورا به شهر تشريف بياوريد و مردم را آسوده و اميدوار بفرمائيد . سلطان عبد المجيد . »
جواب گفتم : « هر خيالى كه در تهران دامنگير من شد با فقدان اسباب و مخاطرات معلوم بفارس بيايم باز گريبان بنده را گرفته به شهر آورد و باز توضيحات مىخواهند ( خواستن توضيحات براى اين است كه تلگراف مرا برئيس ماليه يا ژاندارم بدهند و جواب آنها را به من از خود رائى نداده باشند ) تلگراف 88 را عرض كردم جواب نرسيد ، هرقدر اختيارات من كمتر باشد راحتترم مردم را بمراكز ديگر حواله ميكنم ، حال صلاح چيست موقوف برأى دولت است فقط بايد رأى دولت را بدانم كه براى من مسئوليتى نباشد ، عادت اين مردم است كه بحكومت رجوع مىكنند چنان كه خود حضرات و الا قبوض شاهزادگان را نزد من فرستادهايد .
ما مستشار خارجه خواستيم ، لازم است براى آنها مستشاران داخله قرار داد ، تغيير رئيس ژاندارم قدرى بهبودى در كار آورده است ، علم تاكتيك دانستن غير از تشخيص مصالح دادن است ، نه ماه رياضت كشيدم مملكت هرج و مرج را منظم كردم تا اختيار و رأى از بنده بود روزبروز پيش رفتيم ، حال تصويبات بنده محل اعتنا نيست ، كار به جائى كشيده است كه يكنفر كفشدوز را كه بتحويلدار تلگرافخانه جسارت كرده است تنبيه ميكنند ، از ژاندارمرى مينويسند اين كفشدوز اداره است ميبايست در اداره حكومت شود اگر با اين اسلوب مىشود ولايات ايرانرا منظم كرد از آقايان وزرا يكى بيايد بكند .
نميدانم چه احتياجى بوجود بنده هست ، ماليه و ژاندارمرى كافى است ، اگر حاكم براى حفظ سياست كلى است وقتى رأيش مقبول نباشد وجود معطله بلكه مخل است ، معتقد باداره هستم اما منكر تفريطم ، موسيو استاز با چهار نفر محاسب بدستور من ماليات فارس را جمعآورى مى - كنند ، سى هزار تومان تفاوت از براى دولت حاصل مىشود ، بنده عرض نميكنم ژاندارم لازم نيست ، عرض ميكنم ترتيبى لازم است كه ماهى چهل هزار تومان مخارج نتيجهء خودش را ببخشد و ژاندارم ازهم پاشيده نشود ، مشى بر خلاف طبع مملكت آخر ندارد ، اينجا سوئد نيست ادارات ماليه و ژاندارمرى در تحت قوانين مبتنى بر سوءظن باجزاى دولت ساخته شدهاند ، دولتىاند در دل دولت و نتيجهء مطلوب را نخواهد داد ، من مجبورم داد بزنم كه گفته نشود چرا نگفتى ، حرف دو كلمه است يا اختيار كار يا رخصت فرار ، بپرسيد ، بسنجيد اگر من يك كلمه براى نفع شخصى مى - گويم قبول نكنيد ، بلژيكى و سوئدى چه ميداند كه طريق رفتار با قشقائى و عرب چيست ، ملاحظه فرموديد كه ژاندارم يك حركت پوشيده از من كرد مفتضح شد ، اگر اين مطالب راست است چاره بفرمائيد اگر نه از دروغگويان نادان چه توقع داريد ، دست از سر من برداريد . »
ايضا بوزارت داخله - تهران - نمرهء ثبت 3484
« مقام امنع وزارت جليلهء داخله دامت شوكته ، نظر بمقتضيات وقت بنده باز روز سهشنبه به شهر آمده رفع تزلزل از اهالى كردم ، با اينكه مطالب را بالاطراف و خيلى واضح عرض كردهام و روز شنبه جواب مرحمت شده بود كه در مجلس وزراء مذاكره و جواب كافى مرحمت خواهيد فرمود ، باز امروز توضيحات ميخواهيد ، در قانون وزارت داخله مادهء 396 و 400 و 421 حقوق و حدودى براى امثال بنده مقرر است ، بر طبق همان مواد قبل از حركت نمرات 8056 و 7789 و 7788 و 7792 و 2081 در تعيين حدود بنده صادر شد و كابينه همه را تصويب كرد . اولا چنان كه در 18 جمادى الثانى عرض كردهام تكليف خودمرا در باب احكام صادره بايد بدانم ثانى آنكه اشخاصيكه امروز در اين مملكت مصدر امور و صاحب استقلال هستند شايسته نيستند و اسباب اخلال امور و زحمت بنده هستند ، همينقدر كه امر شود تابع رأى بنده باشند رفع معايب كليه و
خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 263
مساهمون: مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )
ص٢٦٣