تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
و جزئيه مىشود و اگر تصور ميفرمائيد كه در مملكتى كه هنوز مقام دولت كاملا ثابت نشده است ممكن است هركسى كتابچه دست بگيرد و مشغول اقدامات مستقيم بشود ، بنده را عرضى نيست همينقدر استدعاى معافى خود را دارد و از اداى مراسم خدمتگزارى معذور است ، بيش از اين توضيحاتى ندارم بدهم . سه ماه است ادارهء ماليه و مؤديان تو سرهم ميزنند . چند جوان بىتجربه و عده‌اى ژاندارم به اطراف مأمورند ، مخارج گزاف مىشود نتيجه اين است كه شكايت سيد و ملا و تاجر و خوانين به آسمان رسيده است ، اين مردم را بايد ساكت كرد تا ولايت آرامى داشته باشد ، ادارهء مملكت چيز ديگر نيست ، حتى قوام الملك در مركز حكومت عرب بفرياد آمده است ، خرمنها نكوفته مانده ، رعيت بعضى براى شكايت به شهر آمده‌اند بالاخره خودم نشستم ترتيبى دادم كه با ملاحظهء چپاولها و مزاحمت ملخ دو ثلث ماليات وصول مىشود ، بىدردسر و بىهجوم اجزاى ناشى بولايات و رنجاندن مردم ، اگر تصويب ميفرمائيد عمل شود . مهديقلى » در 6 آوريل خزانه‌دار كل تلگراف مىكند : « به حمد اللّه بحسن اداره و توجهات حضرتعالى روزبروز اوضاع فارس مقام اوليهء خود را در مملكت ايران درك مينمايد ، نظر به لياقت استاز و اينكه مايل وصول ماليات هستيد بهيئت وزراى عظام اظهار كردم كه در اوايل نصف ماليات وصول خواهد شد حالا مىبينم جنابعالى با بعضى احكام او موافقت نداريد . . » جواب دادم : « حالا كه پيشرفت امور فارس را بحسن اهتمام من ميدانيد نصايح مرا گوش كنيد ، بجاى نصف دو ثلث ماليات وصول خواهد شد گوش نكردند و پس از مخارج گزاف و توليد غوغا باز بنده ترتيبى دادم كه بدون شكايت در اكثر نقاط تمام ماليات وصول خواهد شد ، مطلب بسيار است گوش شنوا نيست و عيب در خودم است كه شريك نمىشوم و آخر ندارد و فكر ميكنم كه زودتر خودم را خلاص كنم . » باز بتهران گفته شد : « در باب ماليه قرارى دادم و عرض كردم چون طريق ديگر بدست نياوردند راهى را كه نمودم رفتند رفع شكايت شد من شخصا شكايتى نداشتم . استاز محاسب خوبى است ، همدست او ميرزا مصطفى خان شده است و مصلحت در بين نيست ، امروز موقع شمارهء گاو و گوسفند نيست ، برآشفتگى ميافزايد مغز فكر او را گفته‌ام چون مداخله در امورى كه نشود جواب حسابى داد لغو است ، عموما گفته‌ام هركس هر شكايتى دارد بمركز رجوع كند . بعضى احكام مريل بسمتى كه قنسول براى او قائل شده است . 1 - ميرزا روح اللّه خان مترجم كه درجهء نايب دومى داشت نظر بخدمات مستحسنه از تاريخ اول برج ثور 1332 بدرجهء نايب اولى مرتقى گرديد . رئيس كل تشكيلات و تعليمات قشون فارس كلنل مريل . 2 - نظر بخدمات شايان كه لطف اللّه خان نايب اول توپخانه در جنگ كازرون با توپ شنيدر نموده از اول برج جوزا بدرجهء سلطانى مفتخر و به سمت فرماندهى توپ ما گزيم مقرر گرديد رئيس كل تشكيلات و تعليمات قشون فارس كلنل مريل . مسخره است اين مطالب را نميخواهم عرض كنم ، ژاندارمرى كه در فارس بود چرا قبل از ورود من در راه كازرون نگذاردند ؟ چرا ماليات وصول نمىشد ؟ تصور ميفرمائيد اثر در 24 سوار لختى هداوند بود ؟ صحت عمل ، درستى قول ، فقدان طمع ، عمل بمصلحت بود ، ميتوانم عرض كنم كه اين معانى در ادارات ديگر نيست و بيش از اين عرض نميكنم . مهديقلى » مكرر از من مطلب ميخواهند كه جواب روزنامه‌هاى لندن را بدهند و من تصور نميكنم در لندن خبرى باشد ، وزارت داخله ميخواهد اظهار حيات كرده باشد ، گفته شد : « تمام توجه لندن به راه تجارت است و باز است ، مالى در راه عيب نكرده است ، كسى را لخت نكرده‌اند ، شكايتى از طرفى نرسيده است ، الساعه اردوى فسا بهارلو را كه به طرف بندر عباس شرارت ميكردند تنبيه نموده