تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
تداول داشته و از قراين اتصال افريقا بامريكا در قرون ماضيه است . سه ديگر خط صوتى الدلاله كه امروز در آسياى غربى و اروپا شايع است و در اساس آن را اختراع فينيقىها ميدانند همسايهء عرب و يونانى . خط فينيقى براى حركات زبر زير و پيش علامتى نداشته از براى خط كوفى ابو اسود دئلى اختراع كرد ، يونانيان علاماتى براى حركات ضميمهء حروف كردند . ترتيب حروف فينيقى بر رديف ابجد بوده است كه در يونانى و لاتينى ظاهرتر است
d , c , b , a
ابجد است
n , m , l , k
كلمن و
f , s , r , q
قرشت . بحثى كه مىشود يكى اشكال آموختن است يكى اشكال املاء اما در خصوص آموختن همه‌جا سال اول صرف خواندن و شناختن حروف مىشود بيش از اين هم لازم نيست و كودكان ما هم در سال اول خواندن فرا ميگيرند . هيچ خطى درنتيجه بهيجى خوانده نميشود بلكه هيكل كلمات به نظر گرفته مىشود در خط ما بواسطهء اتصالات حروف هياكل كلمات ممتازتر است . بنابر تجربه و آزمايش من زودتر بنتيجه ميتوان رسيد اگر مبتدى را پس از شناختن صور حروف هرچه بيشتر كلمه بياموزند ، مبتدى را متوجه نقطه بكنند « 1 » و اينكه دواير و دنبالهء حروف قطع مىشود بدوا كلمات مأنوس از نظر او بگذرانند و بتدريج و از روى نقشه كلمات غير مأنوس در كار بياورند و در هرحال حركات را بجاى خود بگذارند « 2 » . اطفال چهارماهه هيئت الفاظ را بصوت به گوش ميسپارند آنچه طرف علاقه‌شان است زودتر ، چون ممه . در شش ماه دوم قرار بر هيجى بگذارند و شناختن صور مختلفه حروف بايد در كتب تدريسى البته حركات را بجاى خود گذارد نه بتدريج بضبط هيئت اصوات بچه زبان ميآموزد بلكه صيغ فعلى ميسازد كه محل تعجب است ، هيچ جهت ندارد كه چشم از گوش كسر بياورد . اما در خصوص املاء اشتباهى است عظيم كه تصور شود بتغيير حروف تسهيلى در املاء خواهد شد ، اگر حروف قريب الصوت را از بين ببرند مغلطه در زبان پيدا خواهد شد كه ريشه به كلى از دست ميرود و به همين نظر در همهء زبانها براى اصوات علامات متعدد هست مثلا در فرانسه حروف
ti , ss , s , c
هم‌آوازند و بجاى يكديگر نمىشود نگاشت و باز
c
در مواردى چون
q ch
كاف خوانده شوند .
ez , es , er , et , e
يك صوت دارند و مورد مخصوص همچنين تركيبات ديگر ، خوب بخواهى املاى فرانسه مشكل‌تر از فارسى ( بانضمام عربى ) است . اشخاصى كه دو زبان بدانند كه بيك خط نوشته مىشود مثلا فرانسه و انگليس خواهند دانست كه در تلفظ حروف را به غير آواز عادى خواندن خالى از اشكال نيست و شخص بچه اشكالاتى برميخورد اشكالى كه مرا از تكميل انگليسى بازداشت . مشكل‌تر از حروفى كه خوانده مىشود حروفى است كه خوانده نمىشود و در انگليسى بسيار است . اگر خودنمائى يا اغراض ديگر در كار نباشد مىشود گفت خط ما مزيت‌هائى دارد . اگر در موارد لازم حركات را بگذاريم خطى كافى و وافى است اگر نگذاريم چنانچه معتاد است بواسطهء اتصال حروف چابك‌تر نگاشته مىشود و كمتر جا ميخواهد در واقع نوعى خط تندنويسى است ( استنوگرافى ) . ترك حركات در موارد التباس گناه خط نيست تنبلى ما است و غالب معدودى از حركات ضرورت پيدا مىكند . نميدانم چرا يهود ارمنى يونانى روسى زردشتى كه باندازهء ما ادبيات ندارند ( با ملاحظهء عربى )
هامش
( 1 ) - سابق گفته مىشد الف هيچى ندارد با يكى به زير دارد ضمنا تفريحى هم بود . ( 2 ) - چشم به صور كلمات عادت مىكند و كمك به املاء است .