است و گويد :
فسانه كهن بود و منشور بود * طبايع ز پيوند او دور بود
نبودش به پيوند آنكس گمان * پرانديشه گشت اين دل شادمان
دارا در كتيبهاى گويد من نهمين هستم و پنج نفر از پدران خود را ذكر مىكند و هشت نفر را در تبار خود پادشاه ميشمارد و اين معمائى بود كه بفهرست هرودت حل شد . چنان كه در گزارش نوشتهام هرودت سلسله را دو رشته مىكند عبارت دارا هم كه ما پدر بر پدر پادشاه بوديم هر يك عليحده دورشتگى را مىرساند .
خبر فردوسى در اينكه كيخسرو سلطنت بلهراسب داد اينجا مأخذ پيدا مىكند ، دارا پيداست كه در ذكر اسم كيخسرو اغماض و رقابت بخرج ميدهد ، نام فاتح توران را خفيف ميبرد كوروئى « 1 » اينجا بود مسلما در غيبت كابوس دوم دارا خروج كرده است و در كتيبه اغماض در انديشه آنكه از رشتهء كيخسرو كسى مسلط شود و آن كتيبهها را از بين ببرد سوگندها ميدهد كه دست به آن كتيبهها نزنند .
از دروغ فوق العاده مذمت مىكند يعنى آنچه گفتهام راست است .
در شجاعت و شهامت دارا شبهه نيست ليكن حقشكن هم بوده است بطورى كه ذكر مى - كند با شش تن از رجال ساخته است و گوماتا را كشته و اين ابتداى خروج بوده است .
بروايت هرودت كيخسرو را ايرانيان پدر ميگفتهاند دارا را سرور گفته ، آن دادگر بوده است اين زورآور .
دارا داريو و دارا را داراى واوش هم خواندهاند و اين داراى وخش را بخاطر ميآورد « 2 » چون سياوخش تبديل و او معروف ( او ) بخا واقع شده است چون اوشك و خشك يا اوارزم بخوارزم در مقام نصب داراى وا اوم خواندهاند پس ريشهء كلمه داراى است .
در مسافرت اسامى تغيير لون ميدهند اردشير در كنعان آهاسوئروس مىشود كيخسرو در فرانسه سيروس ، ويلهلم از رود رن كه ميگذرد گيوم ، تهران در روسيه تگران ، دكه در هلند توكو مخزن در فرانسه ماگازن و غيره .
بعضى تبديلات
تبديلها بهمزه ؛ هرمزد - ارمزد ، هرگز - ارگز ، هخامنش - اكامنش ، بروايت يونانيان اكمنس كه اكمنيد شده است و چون با روايت خودمان موافق است صحيح مينمايد كاوا ( كى ) در اوستا بمعنى بزرگ است .
عربها را همزه كرده است . هيپكرات ، ابقراط از اين جمله است هگمتان .
اكباتان تبديل كاف بجيم تكبر ، تا جبر .
كه گذشت .
تبديلات ديگر آغريرس ، كياكسارس - فيليپوس ، فيلقوس - ابن رشد آورئس حذف همزه در
هامش
كيومرز از اين خود كى آگاه بود * كه تخت شهى را جز او شاه بود
بگيتى نبودش يكى دشمنا * جز اندر نهان ديو اهريمنا( 1 ) - كورو مسلما منحوت كيخسرو است كه در عرب شايع بوده و هنوز ميان كردهاى خودمان هم شايع است چون سميتكو منحوت اسمعيل آقا و نمو منحوت نعمت اللّه شهرو منحوت شهربانو
( 2 ) - اينجا خا از وخش افتاده است .