تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
و آسايش باوجود اين دو بزرگوار مشكل به نظر ميآيد . لازم بود آنها را تا اردو در شهر است ، روانهء تهران كنيم . مجلس شوراى ملى ، انجمن و اردو ، به پند و تهديد ، آخر آنها را راضى كردند كه به طرف تهران حركت كنند ، ظاهرا در تهران هم از طرف سفارت بدولت ، در خواستن ستار خان بتهران تأكيدى ميشده است . بسردار بهادر گفتم ، بسردار اسعد بنويس در تجليل حضرات اندازه نگاه - دارند و چون ستار خان را دوست ميداشتم ، بسيار نصيحت كردم و راه نمودم . اردو به طرف اردبيل حركت كرد ، با آنچه در اهر گذشته بود ، رؤساى مشكين و خلخال از در اطاعت درآمدند . بعضى را اردو همراه خود بتهران برد ، غالب و مغلوب در قمار وجه جامع يافتند . سركردگان پس از چندى تفنن و تفرج در تهران ، برگشتند ، از اول شريرتر

راپرت تلگرافى 10 ربيع الاول 28

ديروز از اردوى منصور ، اشرار را تا قره‌شيران تعاقب نموده ، لطف اللّه خان سرتيپ هم با سوارش ملحق به اردو گرديد . نصر اللّه خان و امير عشاير و حسينعلى خان فولادلو ، در نزديكى قره‌شيران ، كوهها و معابر را گرفته ، با اردو طرف شدند . دعواى سختى شد ، رضا قلى خان كه از رؤساى عمدهء فولادلو و از اشرار مشهور بود مقتول شد ، مابقى فرار كردند . نصر اللّه خان با امير عشاير به خلخال رفته‌اند ، حسينعلى خان بخانه‌اش فرار كرده ، از اشرار پانزده نفر گلوله خورده‌اند ، از اردو پنج نفر ، به حمد اللّه بىصدمه هستند . آقا خان دليكانلو ، لطف اللّه سرتيپ را واسطه قرار داده ، تسليم شود . اين فتوحات در عرض يكروز ، پشت اشرار را شكسته ، اين است روحيهء مردم مملكت . سوارهاى ايلاتى همه دزدند ، سربازها از كار مانده و محل دخل صاحبمنصب . پس از ورود من ، نصف اردوى باغ شمال رفتند . سنارسكى رئيس آنها از من ديدن نكرده بود كه ديدن وظيفهء وارد است . پس از شش ماه براى سركشى بقيه به تبريز آمد از من ديدن كرد ، از نظميهء تبريز تمجيد كرد . گفت باور نميكردم در اين مدت كم ، اين اندازه بهبودى حاصل شود ، معلوم شد ، رئيس اردوى بيله‌سوار بوده است . سوار قوچه‌بك‌لو را برشادت و ورزيدگى مىستود ، گفت دوهزار سوار جلو ما نمايش دادند و من ديدم اگر توپخانه نبود ، شش هزار نفرات من حريف آنها نبودند . نظميهء تبريز به هيئت اجتماع