شما در آذربايجان نباشيد ، مشغول مذاكره هستم ، بدانيد . جواب عرض كردم ، خدمت ، خدمت است ، هرجا باشد ، امر بفرمايند عازم تهران شوم . شنيده شد ، روس گفته بود ؛ مخبر السلطنه را از تبريز بخواهيد ، ما قشون خودمان را از تبريز ميبريم . تقىزاده گفته بوده است پس وجود مخبر السلطنه در تبريز اهميت قشون روس را دارد . تلگراف كردم اگر اين قول درست است ، مرا فورا احضار بفرمائيد كه از احضار من ، فايده برده شده باشد .
به بهانهء رساندن آذوقه به تبريز ، روس قشون آورده است و سه هزار نفر در باغ شمالند ، هرروز ، بچه زير عراده ميرود يا چيزى از دكانها برميدارند .
چهبسيار امور كه ظاهر دوستى است و در باطن دشمنى ، سياست است كه براى كمك بخاكى وارد شوند و با هزار كلك ديگر بيرون نروند . سلطان محمد فاتح براى كمك به گاليپولى رفت .
رقعهء مخبر الملك 11 شعبان 27
پس از ورود به خاك ايران غير از تلگراف جلفا ، خبر مستقيم از شما نداريم . با اوضاع حاضره ، انسان مى - خواهد هرساعت بداند چه شد ، خداوند بخواهد كه امور اين مملكت اصلاح شود . اگر خودشان بخواهند ، چنان كه سد بزرگى از ميان برداشته شد و كسى تصور نميكرد . عجالتا خواستم دو مطلب را گوشزد شما كرده باشم ، يكى راجع به كار مملكت ، يكى شخصى ، اما آنچه راجع به كار مملكت مستر باسكرويل آمريكائى
است ، اين است كه روسها راضى بحكومت شما در آذربايجان نيستند ، از اصرار تبريزىها شد .
از غرهء ربيع الثانى كه لايحهء سفارتين در برقرارى مشروطيت بشاه سابق داده شد ، مجبورا با رياست نحس الدوله « 1 » مشروطهء دروغى داد ، هرروز از تبريز استدعاى حكومت شما را ميكردند و جواب داده مىشد ، غير از مخبر السلطنه هركس را بخواهيد ، ممكن است ، تا عذر دولت سابق خواسته شد . از روزيكه حكومت شما رسمى شد ، روسها در هرموقع يادآورى كردند كه اصلاح امور آنجا ، به يك نفر حاكم كاردان مىشود ، يعنى دستنشانده و گاهى مثل بعلاء الدوله مىزدند ، كار به جائى كشيد كه بشما تلگراف كردند كه بيائيد تهران ، تقىزاده وارد شد و هيئت دولت را منصرف كرد .
در هريك از اين دو اقدام ، ملاحظاتى بود كه بجاى خود صحيح است . ملاحظهاى كه در خواستن بود آن بود كه به اين مخالفتكارى از شما پيشرفت نكند ، در نخواستن ، ملاحظه آن بود كه سابقه نشود .
گفتند سبب مخالفت ، توقف شما در آلمان بوده و گفتند چون شما را حريف ميدانند ، بهانه بدست آنها نخواهيد داد . بنده عقيدهام اين است كه هردو باشد ، اما مطلب ديگر كه شخصى است
هامش
( 1 ) - نحس الدوله مقصود سعد الدوله است .