تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
شخصى و طمع بىانتهاى خود بكنند . رعايا كه فرزندان عزيز ما هستند ، از مراحم و عواطف همايونى ما مطمئن بوده ، به حرفهاى واهى مفسدين گوش فرا ندارند ؛ 11 جمادى الثانى « 1 » تلگراف ديگر ؛ مخبر السلطنه از تلگرافاتى كه پىدرپى از تبريز ميرسد ، چنين استنباط مىشود كه در جلوگيرى مفسدين و اشرار از طرف شما كوتاهى مىشود ، اهمال و سوء اين حركات بالمآل نتيجه‌اى جز ندامت و پشيمانى از براى شما نخواهد داشت ، بموجب اين دستخط لوازم دفع شر اشرار و مفسدين را هرچه زودتر باحسن وجه تدارك نمائيد و خاطر علماى اعلام و عموم اهالى را از حركات وحشيانهء مفسدين ايمن داشته با تمام قوا در انتظام آذربايجان بكوشيد و هرچه زودتر اقدامات خود را بعرض برسانيد . محركين ضارب جناب مستطاب آقا ميرهاشم سلمه اللّه را دستگير نمائيد ، اگر زودتر از حضرات علماء اعلام تلگراف رضا نامه نرسانيد ، منتظر اقدامات سريعه در گوشمال اشرار و مفسدين از طرف ذات مقدس شاهانه باشيد ؛ 24 جمادى الاول ، منتظر اقدامات شما سريعا هستم . بىنهايت مايهء تأسف است كه در دنيا مسلك و مرامى در تساوى حقوق و تدارك آسايش عامه ، مراعات اخلاق و مراقبت در كسب علم و تعالى به تميزى اسلام نيست و اعمال علماى بىتقوى اين مسلك بىنظير را از نظرها انداخته و در طاق نسيانى نهاده است . من بميرزا حسن چه‌بگويم كه شخص اول روحانى است و شش دانگ ، مستغرق هواى شيطانى . جواب عرض شد : « بخاكپاى اقدس اعلاى همايونى روحنا فداه ، اينكه بعرض رسانده‌اند غلام در جلوگيرى اشرار مسامحه مىنمايد ، غلام درست ملتفت نيستم ، اشرار كى هستند و جلوگيرى با كدام اسباب بايد كرد ؟ محلهء دوچى و سرخاب مثل آنكه در زمستان جمع شده بودند ، اجتماع كرده‌اند و ساير محلات بر ضد آنها بلند شده‌اند و سنگر بسته‌اند ، تبعيد چند نفر از انجمن ايالتى و غيره را مى - خواهند ، اين‌هم با حمايت اكثر محلات تبريز ، از قوهء غلام خارج است ؛ سه روز قبل هرطور بود مردم را متفرق كرد ، طرف اسلامى متفرق نشدند ، ديشب عرض كردم كه محلات در ثانى جمع شده‌اند قورخانه هم در تصرف آنها است و همچو استعدادى نداريم كه بتوانيم از تصرف آنها بيرون بياوريم ، سيصد نفر از فوج اقبال در شهر قراول است ، آن هم با تفنگ شكسته ، در صورتىكه اكثر مردم تفنگ پنج‌تير دارند . سيصد نفرى هم كه از فوج اقبال حاضر شده‌اند ، تمكين درست ندارند ، ضارب ميرهاشم فرار نكرده است و اصرار داشته است مرا بكشيد ، درمقابل اين اشخاص با چه وسيله مىشود امنيت داد ؟ اينكه فرمايش فرموده‌اند بعلماء امنيت بدهم ، اگر اين امنيت از طرف يك جماعتى بود ، ممكن ميشد ، از طرف مجاهد از جان گذشته غلام خودم هم امنيت ندارد ، استدعاى عاجزانهء غلام اين است كه خانه‌زاد را تصدق بفرمائيد ، دور هم نيست در اين بين‌ها تصدق بشود . » مقدمهء توپ بستن بمجلس تقاضاى دولت بوده است كه بعضى ناطقين از شهر بروند ، مجلس در مقابل ميخواهد كه امير بهادر ، شاپشال ، موقر السلطنه و امين الملك از كار خارج شوند در خانهء عضد الملك اجلاسى شود . » سفير روس هارتويك مداخله مىكند كه امير بهادر حافظ شاه است با سفير انگليس به وزارت خارجه رفته انديشهء خود را خاطرنشان نمودند ، انصاف اين است كه تقاضاى طرفين حق بوده است .
تو هر رنگى كه خواهى جامه مىپوش * كه من آن قد رعنا مىشناسم
هامش
( 1 ) - پشت اين تلگراف بىمحل مهرى است يا على الاعلى بايد از نويسندهء تلگراف كنايتى منظور باشد ، اين تلگراف را سيد هاشم در منزل مجتهد ميخواند ، در موقع خارج شدن از منزل مجتهد تيرى حواله او ميكنند ، به پايش مىخورد و چندان جراحتى وارد نميآورد و آنقدر مختلف نقل كردند كه حقيقت معلوم نشد .