بكشد ؛ به جهات عديده لازم است ، بل واجب . در اين دو سه ماه كه خودم نيستم ، اگر حاجى عبد الله خان باشد ، علاوه بر كار خارجه ، از كارهاى داخله هم مطمئن مىشوم .
در باب اغتشاشات عربستان ، هرگز اعتقاد به اخبار دار الخلافه نداشته باشيد . عربستان تا ورود حاجى شهاب « 92 » ، كمال بىنظمى را داشت ، ولى بعد از اينكه وارد شد و خبر موافقت حاكم لرستان و آمدن او را هم شنيدند ، مردم آرام گرفتند . ديگر آن رسوم سابق كه مردم حالت تمرد و سركشى داشته باشند ، در مردم باقى نيست . فرضا هرگاه سوء تدبيرى هم بشود ، فورا تغيير مىدهند ؛ چندان صاحب عزم و مستبد به رأى نيستند .
وانگهى به حكم تجربه ديدهام كه كارها را طبيعت اصلاح مىكند و هيچ چيز شرط هيچ چيز نيست . بعد از اينكه بنا شد فارس و خراسان را صاحب ديوان « 93 » به آن بىكفايتى راه ببرد ، بينى و بين الله حاجى شهاب براى عربستان سبقت به او دارد .
در عمل غواص و مواجبها توجهى بكن كه انشاء الله زود بگذرد ؛ به علت آنكه مىخواهم براى مدد معاش احمد خان بيچاره تعهد محلى بكنم . البته مسبوق هستى كه مشار اليه استدعاى آمدن تهران و استعفا از اين خدمت كرده كه در تلگراف قبول شد .
بعد جناب سعد الملك به من فرمودند كه ، در تلگراف عرض بكن از بابت پريشانى و كمى مواجب است ، حيف است كه او را احضار بفرمائيد . من عرض كردم ؛ جواب رسيد ، هرچه صلاح مىدانى بكن ، تفاوتى براى كمك خرج او مرحمت مىشود . حالا اگر باز دو سه ماهى بگذرد ، به كلى كهنه مىشود . شما محض رضاى خدا همينقدر كه مواجب اجزاء خودمان رد و قبولش معلوم شد ، فورا تلگراف بكن كه من براى احمد خان عريضه بنويسم و اگر بلامحل قبول نكردند ، آنوقت بايد تعهد محل آن را بكنند . خبر علاء الدوله « 94 » اسباب تحير شد ؛ بلكه قطع بر قرب زوال ارباب دادم . منتها درجه فرجى است ، خداوند رحم كند . مسلما ابتدا اين فقرات را ذخيرهء خاطر كرده و مىكند و منتظر اسباب و موقع و فرصت است . تا خواست خداوند چه باشد .
جناب امين السلطنه « 95 » صورت ذخيره عربستان را از من خواسته بودند . اولا ، انشاء الله با پست آتيه آنچه را من بايد بفرستم ، خواهم فرستاد و آنچه در نزد مؤديان است ، قلمداد مىكنم . ولى كليتا تمام صورتها را ميرزا اسمعيل كسرنويس دارد ، خود او به دار الخلافه آمده است . هرگاه تعجيل دارند ، از مشار اليه صورت بخواهند .
هامش
( 92 ) - مقصود حاج غلامرضا شهاب الملك است . پس از سفر سعد الملك به تهران و مأموريت حسين قلى خان به حكومت بنادر ، شهاب الملك به حكومت عربستان رسيد . محمد حسن خان اعتماد السلطنه در تاريخ دوشنبه 5 رجب 1308 قمرى ، مىنويسد : « . . . صاحب ديوان حاكم خراسان شد . سيف الملك حاكم لرستان و بروجرد ، شهاب الملك حاكم عربستان . . . » لذا در زمان نگارش اين نامه چنانكه از خطرات نيز برمىآيد - حسين قلى خان در بوشهر بوده و حكومت بنادر را داشته است .
( 93 ) - منظور ميرزا فتح على خان صاحب ديوان يا وزير نظام پسر دوم قوام الملك است .
( 94 ) - منظور ميرزا احمد خان علاء الدوله پسر محمد رحيم خان علاء الدولهء اول است .
( 95 ) - مقصود محمد على امين السلطنه است .