پيوست دوم
از : پشتكوه ، صارم السلطنه به : خرمآباد ، حسين قلى خان نظام السلطنه سابق كه از شرارت و هرزگى قاسم خان عمرائى « 50 » عرض مىكردم ، حضرت اجل حمل بر بعضى مظنونات غرض مىفرموديد و در صدد تنبيه و تلافى به او برنيامديد . آن عرضها بدون جهت و سبب نبود . در چهار پنج روز قبل از ورود بنده ، نظر على خان با سوار آمده و رعاياى هيلانى « 51 » را تمام غارت كرده و متجاوز از ده هزار تومان اموال آنها را برده است . هرگاه آن حركت پارسال قاسم خان جزاء و ميزانى مىداشت ، امسال نظر على خان مرتكب غارت هيلانى نمىشد . تصريحا عرض مىكنم كه ، از تفضل خداوند و مرحمت حضرت اجل بنده از تلافى عاجز نبوده و نيست . نهايت ، پارسال به ملاحظهء حكومت حضرت اجل كه مبادا اسباب اغتشاش بشود ، ساكت شدم و رعيت و كسان خود را از تلافى منع و ممانعت نمودم . ولى در اين مسئله نمىتوانم جلوگيرى نمايم و كسى از بستگان و طوايف بنده ، ديگر حرفشنوى ندارد . اين عريضه را عرض كردم كه خاطر مبارك از موضوع مستظهر باشد . وضع هرزگى و شرارت طايفهء سگوند در اين دو سال تشريف داشتن لرستان و عربستان و غيره ، معلوم است كه چگونه رفتار كردند و چند دفعه هم براى اين هرزگى مغضوب و مقصر ديوان اعلى شدند . اولياى دولت ابد مدت ، دستخط صريح به بنده مرقوم فرمودهاند كه آنها را در خاك پشتكوه راه و پناه ندهم و نخواهم . زمان حركت اين طايفه هم به سمت گرمسير نزديك است . قبل از حركت آنها ، حضور حضرت اجل معروض داشتم كه هم خاطر مبارك مسبوق باشد و هم امر و مقرر فرموده و بلكه قدغن سخت بفرمايند كه به پشتكوه نيايند و هرگاه بخواهند به اينطرف بيايند ، براى آنها نتيجهء خوبى نخواهد بخشيد . زياده عرضى ندارد .
سهشنبه 5 جمادى الاول 1314 قمرى
« 52 » هو جناب فرزند مكرم چون محسن خان مير پنجه با اردو به تنگزاهد رفته و همين روزها براى حمل آذوقه به اردو احتياج به قاطر دارد ، در شهر هم قاطر يافت نمىشود كه به قدر رفع ضرورت مشار اليه تهيه شده آذوقه به اردو برسد ، لهذا به شما مىنويسم : هرگاه از قاطرهاى مير پنجه مستغنى باشيد ، آنها را روانه كنيد . در اردو براى حمل آذوقه حاضر باشند و رفع اين زحمت از مير پنجه بشود ، خيلى خوب است .
هامش
( 50 ) - منسوب به عمرائى كه از شعبات قبيلهء ترهان لرستان است .
( 51 ) - كذا . يافته نشد .
( 52 ) - اين نامه از خرمآباد به بروجرد فرستاده شده است .