پيوست سوم
شمسه را كه فرستاده بوديد ، سالما رسيد . انشاء الله فردا كه روز سهشنبه بيست و هفتم است ، ميرزا سليمان خان سرتيپ را با ملفوفهء فرمان امتيازات دولتى والى كه امضاء شده مىفرستم . در باب ايصال ماليات پشتكوه هم شرحى به خود والى نوشتم كه زودتر برساند و مثل پارسال نكند .
پيوست چهارم
در باب گاوهاى كوشكى « 44 » و چگينى « 45 » كه دو برادر مهر على خان برده بودند ، تا حال مأمورى كه رفته ، چهل رأس آنها را گرفته . به اين معنى ، بيست و شش رأس به صاحبانش رد شده و چهارده رأس ديگر را هم رفتهاند بگيرند ؛ تا ببينم در باب باقى چه مىشود . اما آنچه اين دو سه روز الى التحقيق از قراين داشتم اين است كه سگوندها فرضشان غارت بردن نيست ، بلكه مىخواهند زراعت كنند و گاو ندارند . عمدهء مقصود از بردن گاو ، همان زراعت كردن است . چند روز نگاه مىدارند و زراعت خودشان را مىكنند ، آنوقت اگر صاحبان گاو عقب مالشان رفتند ، پس مىدهند . و اگر ممكن شد ، يكى دو رأس را هم از ميان مىبرند . بعلاوه پولى هم گرفتهاند . حسن خان هم اين دو روزه ، چند رأس گاو از رعاياى ملك مادر احمد خان والىزاده برده است ؛ مأمور فرستادم استرداد كند .
پيوست پنجم
محمد على خان جودكى و مير حاجى آمدند به اردو ، به آن اصرار و ابرام سرباز خواستند . دو دسته سرباز با آنها فرستادم رفتند و در حكم قيد كردم كه تا مأخذ ماليات ، هرچه از طايفه گرفتهاند ، بايد خود تقى سلطان صاحبمنصب دو دسته سرباز ضبط كند .
حالا كه ديدند اينطور است و اگر چيزى بگيرند ، بايد نقد تسليم كنند ، بعد از ورود به « آبسرد » « 46 » عريضه نوشته بودند كه ، ما به آبسرد وارد شديم ، طايفه از اين حدود گذشته بود . ملاحظه كردم ديدم يا نمىخواهند ماليات بدهند ، يا مىخواهند به اين تدبير و پلتيك ، سرباز را تا برنجزار يا سركل ببرند و در هردو صورت در اين موقع كه
هامش
( 44 ) - كوشكى نام طايفهاى از ايل كرد طرهان .
( 45 ) - چگنى يا چگينى نام يكى از طوايف قبيلهء بالاقريهء پيشكوه لرستان .
( 46 ) - آب سرد يا آب سرده نام يكى از دهستانهاى بخش چغلوندى شهرستان خرمآباد .