فتحعلى خان مباشرى چهل و سه هزار تومان الان باقى دارد ، حاجى ايلخانى بيست و يك هزار تومان ، نصير الملك اصلا و فرعا بيست و پنج هزار تومان ؛ سايرين بالنسبه بهترند .
عين الله خان هم اگر حوالجات را داده باشد ، بيست و يك هزار تومان باقى دارد . عقلم حيران است كه چه خواهد شد .
پيوست سوم
در باب قوام نوشته بوديد ، هرچه خدا خواسته است مىشود . بنادر ، زرخريد موروث ما نبوده و نيست . به خدا اگر اين آلودگى باقى و اين قيمت گندم نبود ، خير و صلاح ما در انتزاع عمل فارس بود . بنادر هم خيلى سر زبانها افتاده است ؛ امسال كه عملش بمراتب از پارسال من بدتر است . ولى از طريقهء عقل خارج است كه اينها مأخذ كارشان را بهدست بيگانه بياندازند .
چهارشنبه 7 شعبان 1311 قمرى
هو فرزند عزيزم پاكت 26 شهر رجب ، دوشنبه پنجم طرف عصر رسيد ؛ در حالتى كه بهواسطهء برف و بارندگى ، مأيوس از وصول پست در چنين موقعى بوديم .
داستان برف اين ماه از غرايب امور اتفاقيهء عالم و قابل ضبط تاريخ است . از شب پنجشنبه غره برف شروع به باريدن كرد ؛ در حالتى كه شش ساعت قبل از اين ، باران به شدت باريده بود . تا شب جمعه قريب به نصف شب متصل چنان برفى مىآمد كه ابدا در عراق و خمسه ديده نشده است . با وجودى كه شب جمعه به قدر دو ساعتى هم باران روى برف باريد ، باز نيم ذرع تمام برف نشست . دو دفعه پاك كردند ولى به زحمت . امروز كه روز چهارشنبه است ، هنوز تمام صحراى اطراف شهر چنان برف دارد كه جز رو به جنوب ، از دلگشا تا باغ ارم ، جاى ديگر زمين و كوه پيدا نيست . از خرابى ابنيه و عمارات همينقدر كافى است كه ديوار اندرون كوچك باقر خان از طرف ميدان مالفروشها به كلى افتاده و طاقنماى باغ از طرف بازار و سمت جنوبى باغ كه سكوى محل جلوس سهام الملك بود ، سراسر ريخت و همهء ديوار باغ وكيل كه طرف منزل ساعد السلطنه است ، سراسر شكست خورده كه يازده پشتبند از تيرهاى سرو توى باغ از باغ جهاننما خريدند و قائمه زدند كه امساله را تا بهار بلكه به كلى نيفتد و باغ بىحفاظ نشود . اغلب اطاقهاى ارگ بزرگ سقفش شكست خورده . تالار وكيل و تلگرافخانه شكست برداشته و ديوار طرف حمام ارگ محتاج به پشتبند قائمه شده است . خلاصه حيرانم ؛ من عاجزم