تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
هرچه داشته‌اند رفته است . حسب الامر مقرر است ، بايد دزد و مال آن‌ها از هرجا باشد بدست بيايد و مسترد گردد و از كسى كه راه به او سپرده است از عهدهء غرامت اموال آن‌ها برآيد . عاجلا اين حكم را مجرى كرده ، تلگراف نمائيد . صدر اعظم جواب حضور حضرت مستطاب اشرف اجل اكرم افخم صدر اعظم مد ظله العالى ، از ايزد خواست به مقصود بيگ هشت فرسخ مسافت است ؛ دو فرسخ او حد فارس « 14 » است كه از زمان سلاطين ديالمه الى حال ، نقطه حد و سد مشخص شده و امير اتابك مرحوم « 15 » علامت و قراولخانه به جهت رفع اختلاف ساخته است . پسر مصباح السلطنه تعيين محل سرقت را با حضور خانزاد رضا قلى خان بكند و قسم ياد كند كه از فلان نقطه مال را سرقت كرده‌اند و فلان مبلغ بوده ؛ هرگاه خاك فارس باشد ، البته تكليف چاكر آنست كه بگيرم و برسانم .

چهارشنبه 25 جمادى الاخر 1311 قمرى

هو فرزند جان پاكت روز چهاردهم ، روز بيست و چهارم رسيد . مطلب همان است كه چندين دفعه مذاكره شده است ؛ خصوصا در تلگراف حضورى جناب سعد الملك . همان روز كه حضرت اجل « 16 » محض تفضل ، محرمانه آن فرمايش را به شما فرمودند ، ديگر راه حرف و ترديد و شبهه باقى نمانده است . اجتهاد در مقابل نص به معنى اين است كه ، صاحبكار واضح به شخص بگويد كه كار اين قسم شده است و شما مشغول جمع‌آورى دست و پاى خود باشيد و باز انسان به خوش‌خيالى دنبال هواى نفس را بگيرد . مجملا نمىتوانم بگويم تقدير است يا غفلت خودمان يا ابتلاى عمل نان ؛ هريك را كه تصور كنى ، همان است . اسباب آسمانى فراهم آمده است . امروز كه بيست و پنجم است ، صد و پنجاه‌هزار تومان از بابت اصل و فرع باقى در محل داريم . هفتاد هزار هم جنس و قيمت جنس در ميان دست و پاى مؤدىها و خبازها متفرق است . اين دو قلم دويست و بيست هزار تومان
هامش
( 14 ) - حاج سياح محلاتى در خاطرات خويش ، ضمن شرح سفرش از شيراز به اصفهان مىنويسد : « . . . بعد از ظهر وارد امين‌آباد شديم كه سرحد ميان خاك فارس و اصفهان است . نصف شب از آنجا به طرف مقصود بيگ كه منزلگاهى است حركت كرديم و صبح آنجا وارد شده توقف نكرديم بعد از نماز صبح به طرف قمشه روانه شديم - هنگام ظهر وارد قمشه شديم . . . » ر . ك . سياح محلاتى ، حاج محمد على . خاطرات حاج سياح يا دوره خوف و وحشت . بكوشش حميد سياح و بتصحيح سيف الله گلكار ، تهران ( اميركبير ، 1356 ) چ 2 : 31 . ( 15 ) - مقصود « ميرزا تقى خان اميركبير » است . ( 16 ) - مقصود ميرزا على اصغر خان امين السلطان است . چنان كه از محتواى نامه برمىآيد ، اتابك حسين قلى خان را تهديد به عزل از حكومت نموده است . اين تهديد سرانجام كارگر افتاد و يكى از دلايل عزل حسين قلى خان از حكومت فارس ، عناد امين السلطان بود با ايشان .