به صدر اعظم پيغام كرد كه ، مىخواهند مرا وزير لشكر بكنند ؛ آن احمق هم امضاء كرد .
در آن شغل بود تا وقتىكه حكيم الملك اسباب آوردن صدر اعظم از قم را فراهم آورد .
اول كسى كه داخل آن حوزه و ثبت شد ، مشير الملك بود و اغلب كارها به توسط و دخالت او صورت گرفت . و مشير الدولهء احمق هم او را دوست خود مىدانست و خودش هم به زعم امين الدوله از اركان آن جمعيت شد . چون ميرزا نصر الله خان و مشير الملك شيرازى در عزل و نصب سپهسالار خيلى محل وثوق سپهسالار و مدير كل وزارت خارجه شده بود ، ميرزا سعيد خان متوقع نبود ؛ زيرا كه تربيت و اعتبار ميرزا نصر الله خان شيرازى ، از پرتو وجود و اهتمام او بود . ميرزا نصر الله نائينى و ميرزا محمد على رشتى ، رفتند به ادارهء ميرزا سعيد خان . در حساب ، ميرزا ابراهيم خان اسما ميرزا نصر الله را كه در تبريز بود ، مىشناخت ، ولى محل اعتنا نبود . خود ميرزا نصر الله براى من حكايت كرد كه ، با وجود نويسندههاى خوش خط ، رجوعى به من نمىشد و رسم هم نبود كه جز معدودى از رؤسا در اتاق خود وزير باشند . من روزهاى تعطيل كه جمعه و دوشنبه بود ، از شدت استيصال مىرفتم منزل وزير و در فضاى حياط يا منزل ، عملهء خلوت بودم . يك روز جمعه ، براى وزير نويسنده لازم شده بود ؛ فيروز خان ، غلام سياه و رئيس دربخانهء وزير بود ، بيرون آمد و نويسنده خواست . من گفتم ، غير از من كسى نيست . وزير مرا به خلوت خواست و مسودهاى داد . آوردم ، نوشتم و بردم . خيلى پسنديد و گفت ، در اتاق فيروز خان اگر كارى ندارى ، باش . من هم فوز عظيم دانستم و بودن روزهاى تعطيل را براى خود استمرار كردم و رجوع مىشد . بعد از چند روز ، يك روزى وزير به من گفت ، ميرزا نصر الله شيرازى را خان و صاحب مقام و شأن كردم ، با من بىحقوقى كرد .
انشاء الله عوض او ، ميرزا نصر الله خان نائينى را ترقى خواهم داد . طولى نكشيد كه لقب مشكوة الملكى براى من گرفت و در اتاقى كه نويسندههاى محترم بودند ، روزها مىنشستم .
خود من كه نظام السلطنه هستم ، روزى براى كار دولتى منزل وزير رفتم ؛ در خلوت نمازخانه بود . بعد از صحبت و ديدن قرآنها و خطوط اساتيد ، باز عنوان بىوفائى ميرزا نصر الله خان شيرازى را كه در آن وقت مشير الملك شده بود كرد و به فيروز خان گفت ، ميرزا نصر الله خان نائينى مشكوة الملك و ميرزا حسن على خان را بگو رقعجاتى كه نوشتهاند بياورند . رفت هردو را احضار كرد . اول گفت ، حسن على خان پسر مرحوم ميرزا آقا خان صدر اعظم ، خوب مىنويسد و صاحب سواد است . من به پاس حقوق مرحوم صدر اعظم ، مىخواهم او را تربيت كنم . اين هم ميرزا نصر الله نائينى است كه مىخواهم عوض ميرزا نصر الله خان شيرازى تربيت كنم . ميرزا نصر الله خان ، مشكوة الملك بود تا وزير مرحوم شد و كار وزارت به ناصر الملك به توسط ظل السلطان رسيد و بعد از او به مشير الدوله يحيى خان و بعد از او به ميرزا عباس خان قوام الدوله . در عهد قوام الدوله ، ديگر صدر اعظم به اغلب امور مداخله مىكرد . ابتدا ميرزا نصر الله خان دو پسر داشت كه بدون اجازهء دولت ، روانهء مسكو كرد براى تحصيل . شاه شهيد منكر اين عمل بود .
مطلع شد و تلگرافا آنها را در رشت متوقف كردند . ميرزا نصر الله خان مستأصل شد ،
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 332
مساهمون: حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
ص٣٣٢