تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
كارگر نشد . اسب لطفعلى خان با گلوله سقط شد . دو اسب از سوار بختيارى و يك اسب از نوكرهاى سردار سقط شد . به زور گلولهء توپ ، بيرانوند را عقب نشاندند كه به سنگرهاى تفنگچى ملحق شدند و از آنجا هم كوچ و بنه را جلو انداخته ، از كوه بالا رفته بودند . جمعيت ما صرفهء خود را در اين‌كه از كوه بالا بروند و آن‌ها را دنبال كنند ، نديده بودند . وقتىكه بيرانوند به كلى از بلندى كوه به طرف پشت كه سمت مخالف جنگ بود سرازير شده بودند ، آن‌ها هم مراجعت كردند ، ولى فايده‌اى بدست نياوردند . از رفتن طايفهء بيرانوند ، خوانين سگوند و حسنوند وجودكى و غيره كه پسرهايشان را گروئى داده بودند ، بناى آمدوشد و مطالبهء گروئىها را گذاشتند . در موقعى كه ايلات عموما مىخواستند به طرف گرمسير بروند و من هم استعدادى نداشتم و به‌علاوه از تهران محرمانه مىنوشتند كه ، سفارت انگليس از شما و سعد الملك شاكى است و جدا عزل شما را خواسته است و ضمنا هم خواهش دارد تا پنج سال از خدمات دولتى منتفى باشيد ، من هم صلاح در سختى و حفظ رهينه‌ها ندانستم ؛ گرويىها را مرخص كردم و ايلات كوچيدند به طرف گرمسير رفتند . در موقعى كه ايلات به گرمسير مىروند ، در حقيقت در تمام خاك لرستان ، مثل آنست كه متحرك و زنده و مقيم و جنبنده‌اى نباشد .

عزل حسين قلى خان

حسن اتفاق ، در اواخر ربيع الثانى خبر عزل من رسيد ؛ در حالتى كه حاملين خلعت دو روز بود از بروجرد به طرف تهران مراجعت كرده بودند . از آن طرف هم تلگرافا معزولى سعد الملك را خبر دادند . من سردار را خواستم . مباشرين شهرى خرم‌آباد را خبر كرديم ، حساب آن‌ها را پرداختيم و از خرم‌آباد به طرف بروجرد حركت كرديم . احمد خان علاء الدوله پسر مرحوم محمد رحيم خان علاء الدوله حاكم عربستان شد و عبد الله ميرزا حشمت الدوله حاكم لرستان . چون در آخر دولت ناصر الدين شاه ، وجيه الله ميرزا ملقب به امير خان سردار ، از حكومت خمسه معزول و به حكومت استراباد و شاهرود و بسطام منصوب شده بود ، بنا به خصوصيت و آشنائى كه با علاء الدوله داشت ، توسط حكومت خمسه را براى او كرده بود . او را كه به خمسه فرستادند ، سوء سلوك و تعدى زيادى كرد ؛ از جمله كارهاى بد او اين بود كه ، ده هزار تومان از طايفهء شقاقى تعارف گرفت و قشلاقات اولاد حبيب الله خان امير توپخانهء مرحوم را به شقاقى واگذاشت و آقا جان خان سرتيپ طايفهء دويرن را حبس كرد و از او پانزده هزار تومان جريمه گرفت ، ده هزار تومان به شاه شهيد داد و پنج هزار تومان را خودش خورد . املاكى كه مايل مىشد ، صاحب آن‌ها را مجبور به فروش مىكرد . اهالى خمسه بر او شوريدند و صدر اعظم بنا به مصالح دولتى و هم خصوصيت با امير خان سردار ، نمىخواست به واسطهء شورش مردم او را معزول كند ، لهذا تبديل به حكومت عربستان كرد . بارى ، من از خرم‌آباد حركت كردم . شب را در زاغه بوديم . عبد الله خان سردار اكرم هم بود . محسن خان سرتيپ زرندى را در لرستان با آن عدهء قليل از فوجش گذاشتم و دويست سرباز كه عبد الله