تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
هفتمين نفر ميرزا احمد گروسى بود كه تا زنجان همراه ما بود و از آنجا به طرف گروس رفت . چنان كه گفته شد ميرزا احمد جوان بسيار ساده‌لوحى بود و پدرش چون طبيب بود ميل مفرطى داشت كه پسرش تحصيل طب نمايد . افسوس در اين بود كه مشاعرش صحيح نبود و او را به اعمال يدى گذاردند و به مرحوم فيض الله خان كه زرگرى و مرصع‌كارى آموخته بود سپردند كه نقاشى و زرگرى بياموزد و آموخته بود . بقراريكه بعدها شنيدم گويا پدرش را اين صنعت خوش نيامد . پسر را مجبور به طبيب گشتن نمود و در زيردست خود او نسخه‌نويسى مى - كرده است و بعد طبيب گشته بود . چون مكاتبه بين ما نبود نمىتوانم از حالش به قلم آورم . بهرحال در ماه مه 1867 ميلادى مطابق 1246 شمسى از پاريس خارج گشتيم و به طرف بندر مارسى « 1 » با خطآهن رهسپار شديم . دو سه شب در مارسى بوديم و به كشتى نشسته به طرف اسلامبول دريا نورديديم و دو روزى هم در آتن پايتخت يونان مانديم و تمام ايام روز را در آكروپل « 2 » از عمارات سلطنتى قديمى يونان مىگذرانديم و صنايع و حجاريهاى قديمه را تماشا مىكرديم . اكروپل در روى يك قلهء كوهى به ارتفاع 150 پايى از سطح دريا كه به نظر حقير پانصد ذرع از سطح زمين مىآمد و از آن قله كوه كه عبور مىكرديم معابد مختلف و عمارات به سبك يونانيان قديم ساخته شده و از سردرهاى عالى كه تماما از سنگ سفيد حجارى شده و به توسط معمار بزرگ عهد عتيق موسوم به مينسيكلس « 3 » بين سالهاى 433 الى 437 قبل از ميلاد از مرمر سفيد ساخته گشته و در كتيبه‌اى كه از همين نوع مرمر است حجاريهاى بسيار ممتاز و ظريف منبت گشته بود . چنان كه ذكر شد در قلهء اين كوه معابد و عمارات بسيار در قديم الايام برپا بوده ، مثل معبد پارتنون « 4 » كه به نام رب النوع عقل و علم و صنعت به نام مينرو « 5 » ساخته‌اند و همچنين گالرى و ايوان مسقف و مزين به پرده‌هاى نقاشى كه آن موقع آن را ( مقصود مؤلف آن محل است ) پيناكتك « 6 » مىناميده‌اند و هم‌چنين معبدى كه
هامش
( 1 ) -Marseille( 2 ) -Acropole( قلهء قديمى آتن ) ( 3 ) -Minesicles( 4 ) -Le Parthenon( 5 ) -Minerve( 6 ) -Pinacotheque( موزهء نقاشى )
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 97 | ميرزا مهدى خان ممتحن الدولهء شقاقى / حسينقلى خانشقاقى