تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
هنگامى كه جناب حاجى در حضرت عبد العظيم معتكف و بستى بود مرحوم ميرزا حسين خان كه بواسطهء فشار ديوان پريشان‌روزگار بود به خدمت مرحوم حاجى شتافته با سمت ابدالى مشغول خدمت گشته ، آنى از خدمتگزارى غفلت نمىنمود و از اطراف جمعى سادات و فقرا همه‌روزه جناب حاجى را با تقاضاهاى خود اذيت مىنمودند و جناب حاجى را چيزى در بساط نبود كه بتواند از عهدهء خواهش آنها برآيد . حاجى ميرزا حسين خان موقع را مقتضى ديده به عرض حاجى رسانيد كه از ماليهء دولت ده هزار تومان بابت ماليات اصفهان در پيش او حاضر است ، اگر مصلحت داند به خط و مهر خودشان ده هزار تومان قبض رسيد به تاريخ شش ماه قبل مرحمت دارند تا مبلغ مزبور را نقدا كارسازى دارد كه به فقرا و سادات بذل فرمايند و البته براى سلامتى وجود پادشاه و خود ، دستگيرى از فقرا گردد و پيش خداوند خوبتر است تا به ديوان داده شود و به مفت‌خوران و ارباب غنا و ثروت ادا گردد . حاجى را اين تكليف خوش آمد و چنان كه حاجى ميرزا حسين خان تقاضا نموده بود قبض الواصل به خط و مهر خود تسليم نمود و حاجى ميرزا حسين خان هم به شهر آمد كه پول براى حاجى ببرد . ولى ابدا به خيال مراجعت نيفتاد و همان قبض را به اظهار اينكه در ميان نوشتجات خود پيدا كرده به خرج ديوان داده از كشمكش محصلين دولت آسوده گرديد . گويند اين تفصيل به عرض امير اتابك ميرزا تقى خان رسيد ، او را صاحب تدبير شناخت و به همين جهت به مأموريت هندوستان نامزد نمود و احكام صادر گشته به بمبئى عزيمت نمود . گويند دو نفر از نوكرهاى مرحوم ميرزا نبى خان يكى به نام ميرزا احمد ناظر و ديگرى حاجى عظيم خان فراشباشى در خدمت او پياده از تهران به بندر بوشهر و از آنجا به بمبئى رفتند . ميرزا حسين خان واقعا آدم ذكى و مدبرى بود . در هندوستان به اشكال مختلف از راجه‌ها و نوابان هند دخل كرده و هديه مىگرفت و در يك لاتارى مبلغى برد و پس از هشت سال مأموريت مرحوم ميرزا سعيد خان كه وزير خارجه شده بود او را