بعدا هم او را ديدهاند كه آزادانه به اردوگاه ناصر قشقايى رفته است و حتما موقعيت و طرز آرايش ستون سميرم را به اطلاع او رسانده است و امر عجيب اين است كه هيچ مقامى از اين رفت و آمد او جلوگيرى نكرده است . طبق نوشتهء روزنامههاى آنزمان سرگرد فاولر را در خارج از ايران به خوبى مىشناختند او در حقيقت يكى از زبردستترين افسران سياسى انگليس و ماهرترين مأمورين انتليجنت سرويس بوده كه مىتوانسته بدون وقفه چندين روز متوالى نخوابد و عجيبتر اين بوده چگونه يك سرگرد انگليسى يكه و تنها همانطور كه به اردوگاه سميرم مىرفته همانطور هم به اردوگاه ناصر قشقايى مىرفته و با او ناهار و شام صرف مىكرده و با اينكه مىدانسته ناصر عدهاى جاسوس به اصطلاح آلمانى را در پناه خود دارد چطور اينطور با سرگرد فاولر با كمال رفاقت رفتار مىكند و هيچيك از نفرات عشاير مزاحم او نمىشدند و صحيح و سالم از تهران به اصفهان و شيراز و سميرم يا اردوگاه ناصر رفته و مراجعت مىكرده است .
بطور قطع اينطور نتيجه گرفتهاند كه اين سرگرد انگليسى وضعيت استقرار واحدهاى اردوى سميرم را به اطلاع ناصر و برادران و سران اشرار رسانده و باعث آن قتل و غارت و انهدام ستون سميرم شده است .
روز ششم تيرماه 1322 در اثر اطلاعات مختلفى كه بفرمانده ستون سميرم مىرسد متوجه مىگردد عدهء زيادى از ايلات مجتمعا به طرف پادگان نزديك شده قصد محاصره نمودن كليهء ستون را دارند - دوباره سرهنگ شقاقى گزارش جامعى مبنى بر تعداد عشاير كه تقريبا در حدود هفت يا هشت هزار نفر هستند و ارتفاعات غربى و شمالى سميرم را متصرف شدهاند به فرماندهء لشكر اصفهان ارسال مىدارد و تقاضاى كمك فورى و مهمات و لباس و لوازم بهداشتى مىنمايد - فرماندهء لشكر اصفهان اول دستور مىدهد واحدهائيكه در شهركرد بختيارى بودهاند به طرف سميرم حركت نمايند ولى فاصلهء شهركرد به علت عدم وجود راه شوسه و بعد مسافت پس از 15 روز ممكن بود به سميرم برسند - در ضمن چند كاميون خواربار و لباس و مقدارى وسايل بهداشتى و بهدارى به شهرضا اعزام و دستور مىدهد كه در پناه يك زرهپوش به طرف سميرم بروند و با اينكه در آن ايام تعدادى هواپيما در فرودگاه اصفهان موجود بوده و مىتوانستند همهروزه با يك ساعت پرواز به سميرم رفته از راه هوا اكتشافاتى بنمايند ولى متأسفانه مقامات ستاد لشكر وقت اين اقدام را ننمودند فقط موقعى از هواپيماهاى مشقى و اكتشافى استفاده مىكنند كه پادگان سميرم بطور كلى در محاصرهء كامل عشاير درآمده بودند . خلاصه به علت تعلل و تشخيص غلط فرماندهان و ستاد لشكر اصفهان هيچ كمكى به اين ستون نتوانستند انجام دهند و متأسفانه آن تعداد كاميون خواربار كه از شهركرد به سميرم مىرفتند در تنگهء كهرويه به چنگ افراد قشقايى افتاده پس از تخليه كاميونها را آتش زده و افسران و نفرات آنها را لخت نموده و چند نفر درجهدار را بقتل مىرسانند .
فرمانده ستون سميرم با اطلاع از اينكه كاميونها در بين راه بچنگ اشرار افتاده به كلى اميدش از كمك و مساعدت از طرف لشكر اصفهان قطع مىشود و با ابتكار شخصى
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 305
مساهمون: ميرزا مهدى خان ممتحن الدولهء شقاقى
ص٣٠٥