بودهاند . سميرم سفلى از شمال و مغرب به شهرستان لنجان و چهارمحال بختيارى و از طرف جنوب به سميرم عليا ، از مشرق به شهرستان شهرضا سميرم . عليا از شمال به سميرم سفلى ، از مغرب به خاك بختيارى و قلدورد و از جنوب به منطقه ايلات بويراحمدى و كوه دنا و از مشرق به منطقهء شهرستان شهرضا و آباده محدود است . وسعت سميرم عليا از مشرق به مغرب تقريبا 80 كيلومتر و از جنوب به شمال در حدود 120 كيلومتر و قسمت اعظم اين سرزمين كوهستانى است و بر فراز كوههاى مرتفع جلگههاى وسيعى كه داراى بهترين صحراها و چراگاهها و ييلاقات پرآب و علف قرار دارد . تا قبل از تسلط حكومت مركزى و خلع سلاح ايلات جنوب در سراسر اين جلگهها فقط سه قريه نيمهخرابه باقى مانده بود كه يكى در سميرم عليا و دو قريهء ديگر بنامهاى « حنا » و « ونك » در سميرم سفلى - ليكن آثار و علائم و خرابههاى متجاوز از ششصد دهكدهء كوچك و بزرگ و قنوات متروك در صحارى و دامنهء كوهها از ازمنهء قديم موجود است كه حكايت از عمران و آبادانى اين سرزمين مىكند . چنان كه در كتب سياحان كه بر حسب اتفاق به اين نواحى رفته و نوشتهاند در قديم الايام در اين جلگههاى ييلاقى نباتات دهنى به عمل آمده و شايد متجاوز يكصد عصار خانه در خرابه هاى آن حدود باقى مانده است و افواها از پيرمردان شنيده شده كه در زمان صفويه قسمت اعظم روغن چراغ پايتخت با عظمت سلاطين صفوى يعنى اصفهان از اين مناطق تهيه و حمل مىشده است .
آب و هواى سميرم كه بين دو سلسله كوه مرتفع جنوب ايران به نامهاى كوهستان على جوق و كوه دنا و كوهستانهاى كمارتفاعتر كه حداقل آنها دو هزار متر است در شمال جلگههاى ييلاقى خوش آب و هوا و نزديك به منطقهء اصفهان قرار دارد كه از حيث فراوانى آب و چشمهسارها آنقدر زياد است كه قابل شمارش نيست و شايد در دهكدهء سميرم متجاوز از چندين صد چشمه كوچك و بزرگ و قنات وجود داشته باشد . گرچه در اين جلگههاى ييلاقى بهرهبردارى از غلات دشوار مىباشد و از تخمى چهار يا پنج تخم بيشتر به عمل نمىآيد ولى بدبختانه به علت هرج و مرج و عدم امنيت موفق به تغيير نوع كشاورزى در اين منطقه نشدهاند . معهذا در زمان سلطنت شاهنشاه رضا شاه كبير كه امنيت كامل برقرار بود تغييراتى در كشاورزى داده شد و بهرهبردارى از گندم و جو و نخود و ترياك و ذرت به عمل آمد . اين منطقهء ييلاقى مانند هرمنطقهء ديگر مستعد غرس اشجار و احداث باغات و كشت توتون و حبوبات است كه مالكين آنجا شروع به اين عمليات آبادانى نمودند ولى هنوز نتيجهء زحمات خود را نگرفته بعد از وقايع شهريور 1320 كليهء آثار و زحمات كشاورزى آنها در اين منطقه دستخوش محو و نابودى قرار گرفت .
در يك كشورى مثل ايران كه چهار پنجم اراضى آن از نعمت آب بىبهره است چرا بايد يك چنين منطقه و جلگههاى پرآب در دامنهء كوههاى از برف پوشيده و رودخانهاى كه در بستر آن جارى است باير و لميزرع بماند ؟ افسانههايى كه در افواه سكنه بومى اين منطقه باقى است همه حكايت از آن دارد كه آثار و خرابههايى بسيار از زمان هخامنشى در آنجا وجود دارد . هنوز سر طويله اسبان سلاطين ساسانى در دل سنگ كوهها حجارى شده بخصوص در كوه دنا ديده مىشود در زمان صفويه دهات اين منطقه محل ييلاق سلاطين آن سلسله بوده - طومارهاى مالياتى و جزو و جمع - هاى دورهء حكومت ظل السلطان در اصفهان كه در خانوادههاى ملاكين دهات آن حدود به يادگار باقى مانده حكايت از آبادانى اين منطقه مىكند - حتى چندسال قبل از دورهء مشروطيت كه هرج و مرج و چپاول و اصول خانخانى در اين نواحى بسرحد كمال نرسيده بود و هنوز دستاندازى و غارتگرى ايلات قشقايى به اين اراضى نشده بود و مالكين امنيت و آسايش نسبى داشتند يعنى در دورهء ايلخانىگرى زمان ضرغام الدوله برادر بزرگ صولت الدوله كه متأسفانه به تحريك وى مسموم و مقتول شد مالكين كاملا از بين نرفته و بعمليات آبادانى مشغول بودند چون ضرغام الدوله
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 302
مساهمون: ميرزا مهدى خان ممتحن الدولهء شقاقى
ص٣٠٢