تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
مانند مرحوم پروفسور حبيب إله شهاب معلم زبان فرانسه ، مرحوم ميرزا غلامحسين خان رهنما و ميرزا سيد باقر خان محوى معلمين رياضيات ، مرحوم عباس اقبال معلم تاريخ ، مرحوم دكتر احمد متين دفترى ( متين الدوله ) معلم جغرافى - مرحوم سعيد نفيسى معلم تاريخ ، مرحوم عليرضا رشيد ياسمى معلم فارسى و ادبيات بودند . متاسفانه من تا كلاس سوم متوسطه در اين دبيرستان بيشتر درس نخواندم ولى اگر چيزى از زبان فارسى و رياضيات و معلومات عمومى و زبان فرانسه و انگليسى ياد گرفتم واقعا در همين دوران سه ساله بود . در مهرماه 1305 شمسى بنا بفرموده مادرم كه بعد از پدر تمام زندگيم وابسته به او بود در معيت مرحوم برادر فقيدم كه وابستهء نظامى ايران در مسكو شده بود به پايتخت روسيه شوروى رفتم و بنا به خواهش او تحت سرپرستى مرحوم دكتر پرتو اعظم از طريق ورشو - برلن و بروكسل به پاريس اعزام شدم و به محض ورود خود را به مرحوم سرلشگر على رياضى كه در آن‌زمان سرهنگ و وابسته نظامى ايران در فرانسه بود و سرپرستى كليه محصلين اعزامى نظامى را به عهده داشت معرفى نمودم و نامه‌هاى سفارشى برادرم و هزينه تحصيل شش ماه را كه با خود آورده بودم تقديم آن مرحوم نمودم چند روز بعد با راهنمائى سروان سالم ( سرتيپ بازنشسته كنونى ) به مدرسهء شبانه - روزى انستيتو كمرسيال دوونسن « 1 » گمارده شدم . چون در اين مدرسه تعداد زيادى شاگردان ايرانى بودند و من از نظر مكالمه زبان فرانسه در مضيقه بودم ناچار از مرحوم سرلشگر رياضى درخواست كردم مرا به مدرسهء شبانه‌روزى ديگرى اعزام دارد و ايشان مرا به مدرسهء شبانه‌روزى هش « ليسه هش » « 2 » كه در ورساى واقع بود فرستاد در آن مدرسه هم چند نفر ايرانى مانند مرحوم سرتيپ على نخجوان ، تيمسار بازنشسته محمد دفترى و آقاى دكتر غلامحسين حكمت و منوچهر فرزين كه چند سال بعد در ژنو پس از كشتن مرحوم سرهنگ شيبانى خودكشى كرد ، بودند . پس از يكسال اتلاف وقت در اين مدرسه ، مرحوم رياضى مرا به شهر دانشجويى گرنبل « 3 » در جنوب شرقى فرانسه اعزام داشت و به دبيرستان شبانه‌روزى لبسه شامپوليون « 4 » گمارد . در اين مدرسه فقط يك نفر ايرانى آقاى مهدى پيرنيا فرزند كوچك مرحوم ميرزا حسن خان پيرنيا ( مشير الدوله ) درس مىخواند هم‌كلاس شدم پس از سه سال با گذراندن امتحانات دوره متوسطه به اخذ گواهىنامهء « باشو » « 5 » نائل آمدم . در سال 1309 شمسى برابر 1930 ميلادى كه من ديپلم متوسطه‌ام را گرفتم در ايران اتفاق بسيار ناگوارى برايم روى داد و مادر محبوب عزيزم فوت كرد . من با اعزاز تمام از مرحوم سرهنگ رياضى تقاضاى بازگشت به ايران نمودم و با موافقت مرحوم برادر بزرگم پس از رسيدن هزينهء مسافرت از طريق پاريس برلن - مسكو و بادكوبه به تهران بازگشتم . مدتى در غم و غصه از دست دادن مادر مهربانم عزادار بودم . بالاخره در اواخر سال 1309 شمسى برابر 1910 ميلادى حسب الامر اعليحضرت رضا شاه كبير كه
هامش
( 1 ) -Institut Commercial de Vincenne( 2 ) -Lyce Hoche( 3 ) -Grenoble( 4 ) -Champollion( 5 ) -Bachot
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 308 | ميرزا مهدى خان ممتحن الدولهء شقاقى / حسينقلى خانشقاقى