تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
برعكس برادر كهتر خود مردى فهيم و طرفدار عمران بوده و از تجاوزات و چپاول ايل خود و ساير ايلات جلوگيرى مىكرده است . اما دورهء ايلخانىگرى زمان صولت الدوله را بايد دورهء خونين و وحشت و آدم‌كشى و غارت‌گرى ناميد . قبلا بايد دانست كه حساب صولت الدوله با ايل قشقايى دوتاست . ايل قشقايى مطابق آخرين سرشمارى كه در زمان شاهنشاه رضا شاه كبير انجام شد بالغ بر 18 هزار خانوار بوده‌اند اكثر نفرات اين ايل زحمت‌كش و كاسب‌منش و زارع بوده‌اند چنان كه هم‌اكنون كه امنيت كامل برقرار است كليهء نفرات ايل مشغول زراعت و غرس درخت و ايجاد باغ و به تربيت احشام پرداخته‌اند و تمول آنها نسبت به دورهء خان‌خانى و ايلخانى فرزندان ناخلف صولت الدوله چندين صد برابر شده است . از نكات خيلى دقيق آنست كه هفتاد درصد افراد طوايف اين ايلات مايل به تخت قاپو شدن و ده‌نشينى هستند . ولى عده‌اى مأمورين دولت آن‌زمان كه با صولت الدوله و بعدا با پسران او محرمانه براى منافع شخصى زد و بند و سر و سرى داشتند جدا مانع اسكان اين ايلات مىشدند و بقدرى آنها را تحت فشار و آزار مىدادند تا آنكه به ستوه آمده از اقامت و سكونت در اين مناطق مأيوس و منصرف شدند و دوباره همان اصول بيابان‌گردى و چادرنشينى را ادامه دادند .

علل اصلى اردوكشى و سرنوشت شوم پادگان سميرم

اينجانب از روز 18 تا 27 تيرماه 1322 كه انهدام و خلع سلاح و كشتار در سميرم اتفاق افتاد روزنامه‌هاى يوميه اطلاعات - كيهان - فرمان - ميهن - ناهيد - ستاره - اطلاعات هفتگى - نجات ايران - ميهن‌پرستان - صداى ايران - نبرد امروز و نجات را بررسى نمودم اينك چكيده‌اى از كليهء مندرجات اين روزنامه‌هاى آن‌زمان و تحقيقاتى كه بعدا از بعضى از افسران كه در اين اردوكشى شركت داشتند و اكنون بدرجات اميرى رسيده و شاغل مقامات عالى هستند و يا بازنشسته شده‌اند به اطلاع خوانندهء عزيز مىرسانم : هنوز مدتى از وقايع شهريور 1320 نگذشته بود كه ناصر قشقايى فرزند صولت الدوله با برادرانش از شيراز سر درآوردند و البته با وضعى خيلى برجسته‌تر و محكمتر از گذشته عرض وجود كردند چندين هزار نفر از سران قشقايى و بويراحمدى و ايلات ديگر دور او جمع شدند و از هر گوشه و كنار و مخفىگاههاى خود چندين صد قبضه اسلحه بدست آوردند و طبق روش جد و آبادى خود نوبت ياغيگرى و چپاول و كشتار دشمنان ديرين خود و بخصوص مجادله و سرپيچى با دولت مركزى و استاندار فارس و فرماندهى سپاه جنوب را شروع كردند ولى آيا بدون كمك و حمايت عوامل خارجى امكان ياغيگرى در آن‌زمان كه مملكت در اشغال ارتش‌هاى روس و انگليس بود وجود داشت ؟ آيا مىتوان فكر كرد كار بزرگى انجام دهند ؟ نگرانى ناصر خان چندان به طول نينجاميد كه آن كمك غيبى كه آرزو داشت و در خواب هم نمىديد بناگاه ظهور كرد . ماير و چند نفر آلمانى ديگر براى تجديد و تكرار كارهاى جاسوسى و خرابكارى و مبارزه با متفقين اشغالگر ناگهان در اردوگاه ناصر قشقايى پيدا شدند و طبق رواياتى از راه هوا با چتر نجات در آن نواحى آمدند تا به سران ايلات كمك فكرى نموده با وسايلى تصميم به مسلح كردن كليهء عشاير گرفتند . اما همه مردم پايتخت و سران قوم مىدانند كه ماير و كليه اتباع آلمانى طبق دستور شاهنشاه فقيد از ايران خارج يا تسليم مقامات انگليسى