حاجب الدوله - كشيكچىباشى و وزير دربار - وزير بناها و بيوتات سلطنتى و وزير بقايا و غيره گرديد ولى من در فاميل او را به لقب ديگر مفتخر كردم به نام دارندهء خنجر شمر . زيرا اين زادهء بزرگ قجر در زمان استبداد بسيار ظلم و كشتار از مردم بيگناه نمود كه بعدا يك مورد آن را به قلم خواهم آورد . ) حاضر شده مشغول توطئه و كنكاش در خرابى كار حاجى ميرزا حسين خان سپهسالار اعظم بودند ، مثل عضد الملك خوان سالار كه بزرگ و ايلخانى ايل قاجار بود ، مرحوم حسنعلى خان وزير فوائد عامه ، مرحوم مجد الملك وزير وظايف و اوقاف ، مرحوم ميرزا عباس خان قوام الدوله ، مرحوم محمود خان ناصر الملك ، مرحوم ميرزا على خان وزير رسائل كه بعدا امين الدوله و صدراعظم شد .
مختصر در يك كلمه بجز ميل باطنى ناصر الدين شاه كه مىخواست او در محل صدارت بماند و مرحوم ميرزا عبد الوهاب خان نصير الدوله احدى با حاجى ميرزا حسين خان سپهسالار اعظم موافق و همراه نبود و تمام اين توطئهها عللى داشت كه هم خارجى و هم به منافع آقايان لطمه خورده بود و از طرفى غالب وزرا و امراى بزرگ به مرحوم محمد رحيم خان علاء الدوله ( حاجب الدوله ) سرسپرده بودند .
ظلم علاء الدوله به من
در آنزمان بلايى كه سر بنده آمد اين بود كه روزى مرحوم ميرزا عباس خان قوام الدوله يكى از حواريون علاء الدوله بنده را به وسيله فراش احضار نمود . وقتى رفتم خدمت او رسيدم خواهش كرد تلمبهاى براى ايشان در روى آبانبار ميدان كاهفروشان كه مىخواستند در آن آبانبار و كاروانسرا را تعمير نمايند سوار بكنم .
چون استبداد و زور بود مجبور بودم امر را اجرا كنم . آنروز بنده را به اتفاق اسد الله بيك فراشباشى خود بدان محل فرستاد و رفتيم و تلمبه و محل نصب آن را ديدم و شناسايى كردم و ديدم تلمبهاى نظير همان تلمبهاى است كه براى وزير فوائد عامه نصب شده بود ، و به عقيده و فكر اينكه در اينجا موقع آنست كه دخل و حق الزحمه بگيرم متأسفانه نمىدانستم كه شكار گراز است .
لهذا به اسد الله بيك فراشباشى گفتم كه پنجاه تومان حق الزحمه به من بدهند