نقشهاى به روى كاغذ در مورد طراحى بنا و ساختمان نكرده بودم ، با اين حال اظهار اطاعت نمودم و فرداى آنروز كاغذ طراحى و اسباب و لوازم نقشهكشى آماده نموده به محل ساختمان رفته مشغول نقشهبردارى از ميدان ارگ شدم و بعد در منزل طرح ساختمان وزارتخانهها را روى نقشه رسم كردم و تقريبا سه ماه تمام زحمت كشيده كار كردم .
كار انداختن تلمبه
در همين ايام بود كه باز جناب وزير فوائد عامه بنده را احضار كرده و به كار انداختن تلمبهاى را از من خواهش كرد و فرمود كه اين تلمبه را با مخارج گزاف از پاريس به طهران حمل نمودهام كه به يكى از دوستانم كه از بنده خواستار و خواهش كرده ببخشم و هماكنون تلمبه رسيده است و كسى در طهران نيست كه بتواند آن را سوار بكند . از شما كه مهندس هستيد خواهش دارم كه آن را سوار و نصب كرده راهاندازى نماييد . من بواسطهء اينكه سابقا حقى و بدهى اخلاقى به ايشان ذمهدار بودم قبول خدمت نمودم .
معلومات اين تلمبه اين بود كه از چاه شصت ذرع عمق تقريبا ربع سنگ به اصطلاح مقنيهاى ايران آب بالا مىداد كه تقريبا دو گره مربع بوده باشد . بنده در مدت بيست و چهار ساعت اين تلمبه را سوار كرده در ميان حوض خانهء آن شخص نصب نموده و آب به بامى كه دوازده ذرع ارتفاع از زمين داشت جارى نمودم .
در حالى كه بيش از سه لوله از دوازده لولهاى كه با آن تلمبه وارد كرده بود سوار نكردم . خدا او را رحمت كند پس از ملاحظهء اين عمليات و نصب تلمبه بيست تومان وجه نقد و يك قواره پارچه كه سى تومان ارزش داشت به من هديه نمود . اما افسوس كه بعدها اين عمليات كه روى علم و صنعت و معلومات بود باعث مزاحمت و و بال من شد البته اين موضوع را بعدا به قلم خواهم آورد . پس از اجراى اين صنعت به خانه مراجعت [ كردم ] و مشغول اتمام نقشه ساختمان وزارتخانهها شدم .
چنان كه عرض شد پس از سه ماه زحمت نقشهها خاتمه يافت . آنها را به نظر وزير فوائد رساندم و همان روز آنها را از نظر حضرت صدارت عظمى گذراند و بسيار مورد تمجيدات واقع گرديد و براى اطمينان و مشورت از طراحى بنده سه نفر