فراموش شد كه ملاقات خود را در عمارتى در انزلى هنگام حركت به طرف حاجى ترخان با مرحوم ميرزا يوسف خان مستشار الدوله به قلم آرم . معزى اليه به اتفاق مرحوم مهندس الممالك غفارى همشاگردى سابقم از طرف مرحوم سپهسالار براى خريد آرد و گندم به روسيه مىرفتند . يك شب و دو روز در انزلى باهم بوديم .
معلوم شد كه ميرزا نظام مهندس الممالك در اين مسافرت خيال گذشتن از روسيه و رفتن به پاريس دارد كه كتابهاى خودش را به ايران حمل نمايد .
بنده چون ديدم كه در اين مأموريت همكارانى و رقبايى دارم به فوريت به طرف حاجى ترخان عزيمت كردم كه قبل از حضرات خريد خود را نموده تا بعدا به زحمت نيفتم . اين بود كه به محض رسيدن به ساراتف شروع به خريد نموده با تجار و فروشندگان آردهاى مختلف قرارداد و پيمانها نوشته و منعقد و امضا نمودم و از هرجنس و نوع آرد نمونهبردارى در كيسهء سر به مهر گرفتم كه از همان نمونه به انزلى حمل نموده در آن بندر تحويل گماشتگان حكومت گيلان بدهند و قبض رسيد مأخوذ دارند و قيمت را در سه قسط از ملا حاجى آقا بگيرند و يك قسط هنگام امضاء كنترات و پيمان معامله . يك قسط پس از تحويل به بندر انزلى و قسط سوم پانزده روز بعد از تحويل و دريافت قبوض آرد در مقصد .
هنوز پانزده روز از ورود بنده به ساراتف نگذشته بود كه مأموريت من انجام گرفته بود ، لهذا كيسههاى نمونهء آردها را با مقدارى آرد كه براى آذوقهء خانهء خودم خريده بودم برداشته به طرف حاجى ترخان و از آنجا مستقيما به انزلى حركت كردم و چند روز بعد به انزلى رسيده و ده ساعت بعد به خدمت جناب معين الوزاره رسيدم و به محض ورود از او استدعا كردم مقرر دارد ميرزا عبد الوهاب مستوفى و احمد على خان حاضر شوند و صورت حسابهاى خريد و نمونهها را رسيدگى نموده مأموريتى به انزلى اعزام دارند كه طبق نمونهها آردهاى خريدارى شده را تحويل بگيرند و احتياط كرده يك كيسه از هريك از نمونهها به اضافهء پيچات روسى را به مهر جناب نايب الحكومه و احمد على خان و ميرزا عبد الوهاب مستوفى رساندم كه همراه خود به طهران حمل نمايم كه از بعضى اتهامات محتمله در حق خود جلوگيرى نموده باشم .
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 213
مساهمون: ميرزا مهدى خان ممتحن الدولهء شقاقى
ص٢١٣