عروسى تازه
بارى چند ماه در غياب مرحوم ديوان بيگى بهاين ترتيب كه نوشتم به من گذشت . تا شبى بىخبر مرحوم ميرزا محمد شريف اخوى رحمه اللّه از سفر وارد شد و به من فرمود سفرى هستى ، بايد فردا شب برويم . معلوم شد مرحوم ديوان بيگى در مراجعت اورامان در قريهء سروآباد مهمان بوده در خانهء مرحوم شيخ محمّد صادق صاحب آن ده و معزّى اليه پسر ميرزا هدايت وزير كردستان است [ كه ] درين ملك موروثى منزوى شده و عمّامه به سر گذاشته ، طريقهء نقشبنديه را اختيار كرده است و شخصى نجيب و با همّت بود . آسيه خانم دختر او را به مرحوم ديوان بيگى معرفى كرده بودند و آن مرحوم خواهان شده و عمل گذشته و براى مرحوم ميرزا محمد شريف هم مرحومه فاطمه خانم دختر شيخ عبد الباقى برادرزادهء مرحوم مغفور شيخ محمّد فخر العلما را نامزد كرده [ بودند . ] اين فخر العلما اعلى اللّه مقامه از اجلّاى علماى عصر خود و نافذ الحكم و باذوق ، مجتهد مسلّم و داراى ثروت شايان و طرف ارادت رجال دولت و شاهزاده بخصوص سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه و فرهاد ميرزاى معتمد الدوله بود ، نسبتى هم با مرحوم ديوان بيگى داشت . [ 21 الف ] مرحوم ميرزا محمد شريف براى لوازم عروسى خودش و مرحوم ديوان بيگى به شهر آمده بود . عريضهء اجازهء عروسى براى شاهزاده معتمد الدوله نوشته ، او هم تخت روان خود را با چند نفر قاطرچى و تختچى و قاطر فرستاده با روپوش ترمه و قبّههاى طلا ، تخت را براى حمل و نشيمن عروسها فرستاده بود .
ابواب جمع ديوان بيگى
مرحوم ديوان بيگى به قريهء پايكلان سابق الذّكر آمده اقامت كرده بود . قراى ژنين و آريان و ده كانان ملكى خودش متّصل بودند به اين قريه و محلّ ژاوهرود كه اين دهات جز آنجاست ، در تحت حكومت مرحوم ديوان بيگى بود ، و همچنين محل ، كمره كه سروآباد جزء آنجاست و اورامان و كرماسى و غيره كه ابو ابجمع مرحوم ديوان بيگى بودند تمام به هم اتّصال داشتند .
بعد از دو روز مرحوم ميرزا محمّد شريف از شهر با لوازم عروسى حركت كرد و