تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩

- 42 - [ دو رباع ]

ساقى قسمت مىدهم اينك سر يار * از مولوى انديشه مكن باده بيار او آدم نيست صورت ديوار است * پيش آمده اندكى برون از ديوار
عيد آمد و كارها نكو خواهد كرد * از خم مى لعل در سبو خواهد كرد . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . * از كلهء اين خران فرو خواهد كرد
در يوم چهارشنبه 3 شهر ربيع المولود 1325

- 43 - [ ذكر بيمارى ]

هو به تاريخ صبح دوشنبه 20 شهر شعبان المعظم 1327 كه روز هفتادم مرض مزمن من است و مىگويند ذات الريه بوده ، در منزل جناب مستطاب حاج عليقلى خان [ سردار اسعد ] وزير داخله تا امروز خدمتش نرسيده بودم به خانهء دكتر سعيد خان [ كردستانى ] رفتم ، در معنى از مرض چيزها گفت كه اسباب يأس از حيات است . « آنكه جان بدهد اگر بستد رواست . »

- 44 - [ ذكر بيمارى خود ]

هو حيات و ممات در قبضهء اختيار خداوند محى و مميت است . از اين مرض مزمن كه مبتلا هستم به قول اطبا خيلى در زمستان متوحش بودم كه تلفم نمايد . بفضل اللّه تعالى بر خلاف عقيدهء آنها و خودم زمستان به خير گذشت و تا به حال كه 16 حمل است به حمد اللّه محفوظ بوده‌ام . حالا ديگر از گرماى تابستان و شدت مرض مىترسانند . باز خدا قادر به حفظ و اعطاى صحت و عافيت است . توكلت على حى القيوم . چهارشنبه 25 شهر ربيع الاول مسعود 1328 با سختى .

- 45 - [ ورود آقا خان به مدرسهء علوم سياسى ]

هو العليم الحفيظ بحول اللّه تعالى در روز شنبه 12 شهر شعبان المعظم سنهء 1325 آقا خان « 1 »
هامش
( 1 ) . فرزندش كه بعدها به وزارت و سناتورى رسيد .