تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨

- 40 - [ عزيمت اتابك به قيطريه ]

هو الناصر روز سه‌شنبه غرهء ربيع الاول 1319 به قيطريه ييلاق حضرت اشرف اتابك اعظم ايده اللّه رفته و امشب كه چهارشنبه 29 و شب سلخ شهر مزبور است حضرت معظم در ركاب مبارك به لشكرك تشريف بردند . دويست تومان انعام به چاكر مرحمت فرمودند . آقا خان هم چند شب در قيطريه بود .
برومند باد آن همايون درخت * كه در سايهء او توان برد رخت
شب چهارشنبه سلخ شهر ربيع المولود مسعود اودئيل

- 41 - [ نقل اشعارى از محمود شبسترى ]

محمود شبسترى
جهان در جنب اين نه چرخ مينا * چو خشخاشى بود بر روى دريا ز خود بنگر كزان خشخاش چندى * سزد گر بر سبيل خود نخندى
انورى
اگر محول حال جهانيان نه قضاست * چرا مجارى احوال بر خلاف رضاست بلى قضاست بهر نيك و بد عنان كش خلق * بدين دليل كه تدبيرهاى جمله خطاست به دست ما چون ازين حل و عقد چيزى نيست * به عيش ناخوش و خوش گر رضا دهيم سزاست
هزار نقش برآرد زمانه و نبود * يكى چنان‌كه در آيينهء تصور ماست كه زير گنبد خضرا چنان توان بودن * كه اقتضاى قضاهاى گنبد خضر است
در شب سه‌شنبه بيست و يكم شهر رجب المرجب 1316 در نهايت تشكر و تسليم به قضاهاى حضرت احديث جل جلاله تحرير شد .