ذيقعدة الحرام سنهء 1324 يونت ئيل [ اتفاق افتاد ] . تقريبا هشت ماه به انواع امراض مبتلا و بسترى بود ، و اين يك سال آخر از يازده سال سلطنت را به واسطهء سوء تدبير و سختى عين الدوله صدر اعظم و حسين خان ترك امير بهادر جنگ و اجزاى خلوت او بخصوص چند نفرى كه اين مردم را عدوى خود مىدانستند ، غالبا شاه و رعيت در كشمكش و صدمه بودند . الان كه شب يكشنبه 28 ذيقعده و شب پنجم فوت شاه است و آن سه نفر معزولاند تحرير شد .
- 35 - [ نقل اشعار ]
مقلوب مستوى
شو همره بلبل به لب هر مهوش * شكر به ترازوى وزارت بركش
دل به يار بيوفاى خويشتن * دادم و ديدم سزاى خويشتن
زخم فرهاد و من از يك تيشه بود * او به سر زد من به پاى خويشتن
مكرر مىنويسم
خواهى كه ترا رتبهء ابرار رسد * مپسند به هركس از تو آزار رسد
از مرگ بينديش و غم رزق مخور * كاين هر دو به وقت خويش ناچار رسد
در دوشنبه 3 شهر شوال 1327 تحرير شد .
- 36 - [ غزل فصيح السلطنهء دزفولى ]
عاشقى غير دل طپيدن نيست * عشق جز دل ز جان بريدن نيست
به بلائى فتاد دور از تو * كه ترا طاقت شنيدن نيست
گر دهد دست جان نهم به رهش * كز رهش جاى پا كشيدن نيست
اى كه گوئى به وصل يار بكوش * كار تقدير بر دويدن نيست
دلم از زندگى به تنگ آمد * چه كنم مرگ را خريدن نيست
در شب چهارشنبه 3 شهر رجب 1317 اين غزل سيد باقر فصيح السلطنهء دزفولى تحرير شد .