تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
نشان نوشتند در منزل دستجرد كه آخر عراق و اول خاك خلج است . پچپچه‌اى ميان اردو افتاد . معلوم شد مرض و با از مشهد به طهران رسيده . از اين خبر اركان اردو متزلزل شد و حواسها پريشان و مردم حيران . ديگر ترتيب اردو مختل شد . از ساوه شاه آمد ( دو كلمه ناخوانا ) رباط كريم رو به طهران . يعنى قرار شد اردو به شهر يا هر جا ميل دارند بروند . شاه ( نانوشته )

- 15 - [ در معيت وكيل السلطنه سفر به قم و ورامين ]

هو جمعه 16 شهر جمادى الاولى 1309 در خدمت جناب آقاى صاحب جمع وكيل السلطنه به عزم زيارت قم حركت كرده ، اواخر جدى و زمستان سختى بود . محمد حسين خان شهاب السلطنه بختيارى هم همراه بود . شنبه 24 از قم حركت شد به سمت علىآباد و از آنجا به حوض سلطان رفته در سياه چادر منزل كرده ، سرماى به آن شدت را نمىتوان تصور كرد ، از آنجا به كاروانسراى دير كه سفر سيم است من آنجا رفته‌ام محض شكار آهو . سه‌شنبه آنجا مانده و محض سان شتر و سركشى از ايلات به كريم‌آباد و ورامين آمده ، در ورامين خبر رسيد كه به واسطهء عمل توتون كه علما حرام كرده بودند ، مردم شوريده و چند نفر كشته شده . حواسها خيلى پريشان شد . پنج‌شنبه ششم شهر ( نانوشته مانده . )

- 16 - [ مراجعت از سفر به تهران ]

هو شنبه 19 جمادى الاخرى 1313 در خدمت جناب وكيل السلطنه به زيارت قم حركت شد . شب در قريهء جيتوى ورامين مانده ، فردا از آنجا رفتيم جمال‌آباد و سه شب در قريهء شوران و حصار حسن بيگ خانهء عربها و پنج شب در قريهء كريم‌آباد . در آنجا سان شتر كلا ديده و از آنجا يك شب چال قازان و قورق السيف ، دو شب در آن زمستان در سياه چادر مانديم و يك شب در كاروانسراى دير مانديم كه وكيل السلطنه رفته بود به شكار گور ، و سه شب در مسيله و از آنجا رفتيم به حضرت معصومه . جناب اجل ميرزا اسمعيل خان امين الملك هم در آنجا ملحق شدند . هفت شب