( 12 )
( وَ ما يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ )
: ( و آن را تكذيب نمىكند جز ستمگران گناه كار )
( 13 )
( إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ )
: ( كه وقتى آيات ما را بر او بخوانند ، گويد : اين افسانههاى گذشتگان است )
( 14 )
( كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ )
: ( نه ، علّت تكذيبشان اينها نيست ، بلكه در اثر اعمال بدشان دلهايشان زنگار گرفته )
( 15 )
( كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ )
: ( نه ، آنها با نيكان يكسان نيستند ، اينها آن روز از قرب پروردگارشان در حجابند )
( 16 )
( ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصالُوا الْجَحِيمِ )
: ( سپس اينها وارد جهنّم مىشوند )
( 17 )
( ثُمَّ يُقالُ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ )
: ( و آنگاه به آنها گفته شود : اين همان چيزى است كه آن را تكذيب مىكرديد )
( سجّين ) كلمهاى در مقابل ( عليّين ) است و به معناى پستى مضاعف و اسفل السافلين مىباشد ، و شايد هم ( سجين ) مبالغه در كلمه ( سجن ) به معناى حبس و زندان باشد ، در نتيجه آيهء شريفه پس از ردّ و انكار عمل زشت كم فروشى و غفلت از روز جزا ، مىفرمايد : همانا كتاب گناه كاران در حبس و زندانيست كه بيرون شدنى در آن نيست ، يعنى قضاى حتمى كه خداوند براى آنها مقدّر كرده اين است كه تا ابد در سجّين و حبس مضاعف باشند ، آنگاه در مقام تعظيم و هولانگيزى مىفرمايد : تو چه مىدانى كه سجّين چيست ؟ يعنى آنقدر سخت و وحشتناك است كه نمىتوان آن را توصيف كرد ، ولى همينقدر مىتوان گفت كه اين سجّين كتابى مرقوم و سرنوشتى مقدّر شده و كاملا روشن است كه هيچ ابهامى در آن نيست و حتمى و مشخص بوده و تخلّف نمىپذيرد .
آنگاه در مقام نفرين بر فجّار و خبر دادن از مرگ ايشان مىفرمايد : ويل و هلاكت بر تكذيبگران ، همان كسانى كه روز جزا و معاد را به صورت عملى يا زبانى تكذيب مىكردند ، پس در روز جزا تكذيب كنندگان به موجب قضاى حتمى الهى در عذاب و هلاكت واقع مىشوند ، در ادامه مىفرمايد : روز جزا را فقط افراد متجاوز از حدّ بندگى و