من كوچكترند و من ربّ همه آنها هستم و اين ادّعاى ربوبيّت حاكى از طغيان و استكبار اوست كه از غفلت تودهء مردم و اطاعت و اعتراف آنها به خود مغرور شده و ادّعاى ربوبيّت نموده و حال اينكه او فقط يك فرد بشر بود كه هيچ مالكيّت و قوّتى در نفس خود و از ناحيهء خودش نداشت و فقط مردم ذليلى كه در نزد او كرنش مىكردند باعث شدند كه او بر گرده آنها سوار شود و خود را صاحب عزّت و كرامت ببيند و طغيان كند و در اثر همين طغيان و استكبار و بلند پروازى به ناحق ، خداوند او را در دنيا با عذاب غرق و در آخرت پس از مرگ به عذاب دوزخ مؤاخذه نمود و همانا اين ماجراى موسى عبرتى است براى هر كس كه خشيت داشته و بواسطهء فطرت سالم ، غريزهء ترس از شقاوت و عذاب را دارا باشد .
( 27 )
( أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَناها )
: ( آيا خلقت شما سختتر است يا آفرينش آسمان كه خدا بنايش كرده ؟ )
( 28 )
( رَفَعَ سَمْكَها فَسَوَّاها )
: ( و سقف آن را بالا برده و آن را منظم ساخته )
( 29 )
( وَ أَغْطَشَ لَيْلَها وَ أَخْرَجَ ضُحاها )
: ( شبش را تاريك و روزش را روشن نموده )
( 30 )
( وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها )
: ( و زمين را پس از آن گسترده )
( 31 )
( أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَ مَرْعاها )
: ( و آب و چراگاه در آن ايجاد كرده )
( 32 )
( وَ الْجِبالَ أَرْساها )
: ( و كوهها را استوار ساخته )
( 33 )
( مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ )
: ( و همهء اينها مايهء برخوردارى و تنعّم شما و حيوانات شماست )
اين خطابهاى توبيخى متوجّه مشركين منكر قيامت است و مىخواهد بفرمايد :
خداى تعالى چيزهايى آفريده كه خيلى بزرگتر از شماست ، پس او مىتواند دوباره در نشأت آخرت شما را زنده و مبعوث كند و نيز با ذكر تدبير عام در سراسر عالم ، ربوبيّت خدا را اثبات مىكند و لازمهء ربوبيّت خدا صحّت نبوت و وقوع تكليف است و لازمهء تكليف هم وقوع بعث و جزاست .