( 4 )
( فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً )
: ( پس به جهت زودتر رسيدن از يكديگر سبقت مىگيرند )
( 5 )
( فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً )
: ( و سپس سوگند به ملائكهاى كه امور را تدبير مىكنند )
اين سوگندها به ملائكه مدبّر امور عالم باز مىگردد كه واسطههاى اجراى اوامر الهى هستند و هر امرى كه از ساحت عزّت حقّ صادر شود ، بدون چون و چرا به انجام مىرسانند
در اين آيات وظايف ملائكه در انجام مأموريّت از لحظهاى كه شروع به نزول مىكنند تا آخرين وضعى كه در تدبير عالم مادّه به خود مىگيرند توصيف شده است .
مىفرمايد : قسم به فرشتگانى كه با قوّت و شدّت از موقف خطاب الهى بيرون شده و بسوى هدف مطلوب نازل مىشوند و با شدّت و جدّيت به سوى انجام امر صادر شده از ناحيهء پروردگار مىشتابند و با سرعت و شتاب پيش مىروند و در انجام اوامر حقّ از يكديگر سبقت مىگيرند و تدبير ربوبى را به اذن پروردگارشان در عالم به كار مىزنند و به ظهور مىرسانند .
( 6 )
( يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ )
: ( كه قطعا مبعوث خواهيد شد ، در آن روزى كه زلزلهاى وحشتناك بيايد )
( 7 )
( تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ )
: ( و پس از آن حادثهء دوّمين رخ دهد )
( 8 )
( قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ واجِفَةٌ )
: ( دلهايى در آن روز سخت هراسان است )
( 9 )
( أَبْصارُها خاشِعَةٌ )
: ( ديدگان آنها از شرم فرو افتاده باشد )
( 10 )
( يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ )
: ( مىگويند چگونه ما را به صورت اوّل باز مىگردانند )
( 11 )
( أَ إِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً )
: ( بعد از آنكه استخوانهايى پوسيده شديم )
( 12 )
( قالُوا تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ )
: ( گويند : اين بازگشت حقيقتا زيان بار است )
( 13 )
( فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ )
: ( آرى اين بازگشت فقط با يك صيحهء عظيم روى مىدهد )
( 14 )
( فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ )
: ( كه ناگهان همه اموات ، روى زمين قرار مىگيرند )
متعلّق قسمها حذف شده كه به اتفّاق همه مفسّران به وقوع قيامت باز مىگردد ، چون