تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
مخلوقاتش در يك رديف قرار بگيرد ) ، امّا سوگند به آفريده‌ها سوگندى بسيار جليل و جميل است ، چون خداوند خود جميل است و به جز جمال نمىآفريند ، لذا موجودات از ناحيهء خدا به جز خوبى ندارند و هر بدى كه در آنها مىبينيم از ناحيه حدود عدمى و ماهيّت خودشان است و يا از ناحيهء مقايسهء آنها با يكديگر . به هر حال به عنوان جواب قسم و متعلّق آن مىفرمايد : اين گفتار رسولى بزرگوار و كريم است ، يعنى قرآن حقّى است كه بر رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نازل شده و ابدا گفتار يك شاعر نيست ، و قرآن شعر نيست « 1 » ، آنگاه در مقام توبيخ كسانى كه قرآن را شعر مىناميدند مىفرمايد چه كم ايمان مىآوريد . در ادامه كهانت را نيز از ساحت قرآن و پيامبر نفى مىكند و مىفرمايد : قرآن گفتار يك كاهن نيست كه آن را از جنيّان فرا گرفته باشد ، آنگاه در مقام توبيخ جامعه مشركين مىفرمايد : پس چه كم متذكّر مىشويد . بلكه قرآن از ناحيه پروردگار جهانيان نازل شده ، نه آنكه رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم آن را پرداخته و به دروغ به خدا نسبت داده باشد . چون اگر اين رسول كريم ، پاره‌اى اقوال را از پيش خود بتراشد و به ما نسبت دهد ، ما او را مانند مجرمين دست بسته مىكنيم و يا دست راست او را قطع مىكنيم و يا با دست قدرت خود او را مىگيريم « 2 » و سپس رگ حيات او را قطع مىكنيم - چون ( وتين ) رگى كه خون را به جگر وارد مىكند و يا سرخرگ بزرگيست كه از قلب و بطن چپ آن شروع شده و تمام بدن را تغذيه مىنمايد - و آنوقت هيچ كس از شما نيست كه بتواند ما را از انتقام گرفتن از او مانع شود و بتواند او را از عقوبت و هلاك نمودن ما نجات دهد . در ادامه مىفرمايد : اين قرآن تذكّر و يادآوريى براى متقيّن است ، چون عقايد حقّه و
هامش
( 1 ) . همچنانكه فرمود :( وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ ): ( ما به او شعر نياموختيم و اين سزاوار او نيست ) ( 2 ) . مطابق روايتى در تفسير قمى ، جلد 2 .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 631 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر