كفر و ايمان مردم ، ظاهر و باطن اعمال آنهاست و خدا نسبت به همه اعمال آگاه است و هيچ چيز از او پوشيده و مخفى نيست ، لذا افراد مؤمن و كافر را مطابق اعمالشان متمايز نموده و جزا مىدهد و هرگز امر بر او مشتبه نمىشود .
( 3 )
( خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ )
: ( آسمانها و زمين را به حق بيافريد و شما را صورتگرى كرد و صورت شما را زيبا نمود و بازگشت بسوى اوست )
يعنى آفرينش آسمانها و زمين بر اساس غرض و هدف ثابت بوده است و خداوند انسانها را صورت بخشيده ، ( صورت هر چيز قوام و نحوهء وجود اوست ) در ادامه مىفرمايد : خداوند صورت شما را نيكو نموده ، يعنى تجهيزات ساختمانى انسان با يكديگر تناسب دارد و مجموع آنها با غرضى كه به جهت آن ايجاد شدهاند هماهنگى دارند ، لذا انسان جمال و كمال را توأما داراست .
در آخر مىفرمايد : بازگشت بسوى خداست ، يعنى حال كه خلقت بشر لغو و بيهوده نيست و خداوند او را به بهترين وجهى آفريده ، بر خدا واجب است كه مردم را بعد از نشأت دنيا براى نشأت آخرت مبعوث كند و همهء خلائق در نهايت بسوى او باز گردند و جزا داده شوند .
( 4 )
( يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ يَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ وَ ما تُعْلِنُونَ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ )
: ( خدا آنچه را در آسمانها و زمين است و آنچه را كه پنهان نموده يا آشكار كنيد ، مىداند و او داناى به درون سينههاست )
در اين آيه از راه مطلق و نامحدود بودن علم خدا ، شبهه منكرين معاد را ردّ مىكند ، چون آنها ممكن است بگويند ، چگونه ممكن است معادى باشد ، با اينكه حوادث عالم و اعمال و صفات قابل شمار نيست ، و بعضى ظاهر و بعضى مخفى است ؟
آيهء شريفه مىفرمايد : خدا به همه موجودات غير قابل شمار آسمانها و زمين و آنچه باطن خود پنهان و يا آشكار مىسازيد و حتّى به درون سينههاى شما آگاه است ، لذا هرگز اعمال و اقوال شما بر او مشتبه نمىشود و شما را بر اساس آن جزا خواهد داد .